محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 30
سندباد نامه ( فارسى )
مشهد كه حكايت چهل و ششم آن « در قصهء پسر پادشاه هند كرديس شاه و تعليم نمودن حكيم سندباد آن نيكو خصال را و مصلحت در خاموشى او ديدن در نزد پدر و تحريك كردن كنيزك در كشتن شاهزاده در خدمت پادشاه و تمثيل آوردن هفت وزير و او را از كشتن رهانيدن و به حرف درآمدن شاهزاده بعد از هفت روز و سياست كردن كنيزك را و احوال ايشان » « 1 » است . - نسخههاى خطى جامع الحكايات در كتابخانهء انستيتوى شرقشناسى و ميراث خطى آكادمى علوم تاجيكستان به شمارههاى : 338 ، 302 ، 1150 ، 1322 ، 1300 ارزش ادبى و سبك سندبادنامهء ظهيرى سمرقندى تقريبا از اواخر قرن 5 و اوايل قرن 6 هجرى ، شيوهاى در نثر فارسى پديد آمد كه به تدريج آن را از صورت ساده دور ساخت و سبك نثر را از مرسل به فنى مبدل كرد . روشى كه حدود دو قرن در نثر فارسى ادامه يافت و در پايان قرن هفتم هجرى به سبك متكلّف و مصنوع تبديل شد . مقصود از نثر فنى ، نثرى است كه اساس آن بر آرايش سخن و تناسب لفظ و معنى از طريق استعمال انواع صنايع ادبى نهاده شده باشد و نويسنده از آيات و احاديث و امثال و مصطلحات علوم استفاده نموده و نيز در آوردن تشبيهات ، استعارات و كنايات اصرار داشته باشد . علماى سبكشناسى اعتقاد دارند كليله و دمنهء نصر اللّه منشى مهمترين كتابى است كه اسباب تحول نثر مرسل را به نثر فنى فراهم كرد . از خيل مقلّدين شيوهء نصر اللّه منشى يكى هم ظهيرى سمرقندى مؤلف سندبادنامه است كه موضوع اين داستان را وسيلهاى براى ابراز هنر خود در فن نويسندگى به صورتى كه در اين ادوار شناخته شده بود ، قرار داده است . چنان كه ديگر نويسندگان نيز در آثار خود همين شيوه را رعايت كردند . در مقدمهء نفثة المصدور « 2 » نام ظهيرى سمرقندى در زمرهء نويسندگانى ذكر شده است كه به تقليد از نصر الله منشى بار تحول نثر مرسل به فنى را به دوش كشيدهاند .
--> ( 1 ) . صص 916 - 852 ( 2 ) . مقدمهء نفثة المصدور ، امير حسين يزدگردى ، ص 5 .