محمد بن على ظهيرى سمرقندى

241

سندباد نامه ( فارسى )

الاركان 1 - سالهاست تا در تمنّاى آن بوده است كه به فناى « 1 » آن حضرت به خدمت وسيلتى جويد كه بدان خدمت از مقيمان جناب آن حضرت شود . بيت خسروا بنده را چو ده سالست * كه همى آرزوى آن باشد كز نديمان مجلس ار نشود * از مقيمان آستان باشد بخرش پيش از آنكه بشناسى * وانگهت رايگان گران باشد چه شود گر ترا درين يك بيع * دست بوسيدنى زيان باشد 2 چون اين تمنّا تيسير پذيرد و عروس اين مراد از حجاب تعذّر چهره بگشايد ، بنده را بدان سبب شرفى حاصل شود كه تا دامن قيامت بر روى روزگار باقى ماند . ايزد تعالى كسوت مفاخر شاهنشاهى « 2 » او را همواره به طراز عدل ، مطرّز داراد و سرادق جلال و حشمت او را كه سايهء خورشيد گردونست ، در علوّ درجت و سموّ رتبت با اوج كيوان برابر كناد و چشمهء سنان و سبزه‌زار تيغ او را كه حافظ ملك و ملّت و ناصر دين و دولتست ، هميشه مرتع و مشرع ، ارواح اعادى و اشباح معادى دولت او گرداناد . إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ 3 .

--> ( 1 ) . آتش : ثناى ( 2 ) . آتش : شهنشاهى