محمد بن على ظهيرى سمرقندى

229

سندباد نامه ( فارسى )

مشقّت اعمال و افعال او منقطع گشت و با فراغ بال « 1 » ، مرفّه الحال به خانه رفت و بر بستر فتح و ظفر خويش بخفت . روباه با خود گفت : اين ساعت درهاى شارستان بسته است و رخنه استوار ، اگر حركتى كنم ، سگان آگه شوند و « 2 » مرا بيم جان بود ، چه هيچ دشمن مرا قوىتر از وى نيست . صبر كنم تا مقدّمهء صبح كاذب درگذرد و طليعهء صبح صادق در رسد و ابو اليقظان رواح در تباشير صباح ، نداى حىّ على الصباح « 3 » برآرد « 4 » و درهاى شارستان بگشايند . آنگه سر خويش گيرم ، باشد كه از ميان اين بلا جان بركرانى افكنم « 5 » . چون رايات خسرو اقاليم بالا از افق مشرق پيدا شد « 6 » و خروس صباح در نواى « 7 » صياح چون مؤذّنان نداى حىّ على الفلاح در داد و اهل شارستان از خانه‌ها بيرون آمدند ، روباهى ديدند مرده ، به رخنه افكنده . يكى گفت : چنين شنيده‌ام كه هركه زبان روباه با خويشتن دارد ، سگ بر وى بانگ نكند ، كارد بكشيد و زبان روباه از حلق ببريد . روباه بر آن ضرر مصابرت نمود و بر آن عنا و بلا جلادت برزيد . ديگرى گفت « 8 » : دم روباه ، نرم روب نيك آيد و به كارد دم روباه از پشت مازو جدا كرد . روباه برين عقوبت نيز دندان بيفشرد . ديگرى گفت : هركه گوش روباه از گهوارهء طفل درآويزد ، طفل گريان و كودك بدخوى از گريستن باز ايستد و نيكخوى گردد « 9 » و گوش روباه از بناگوش « 10 » جدا كرد . روباه بر آن مشقّت و بليّت نيز صبر كرد . ديگرى گفت : هركه دندان روباه با خود « 11 » دارد ، درد دندانش بيارامد و تسكين پذيرد . سنگى برگرفت و دندان روباه بشكست . روباه برين « 12 » شدايد و مكايد و نوايب و مصايب ، احتمال و مدارا مىكرد و تصبّر و شكيبائى مىنمود « 13 » و بر چندان تعذيب و تشديد ، جلادت و جرأت مىبرزيد « 14 » . ديگرى بيامد و گفت : هر كرا دل درد كند ، دل روباه بريان كند و بخورد ، بيارامد و « 15 » كارد بركشيد تا شكم روباه بشكافد .

--> ( 1 ) . ازمير : دل ( 2 ) . آتش : واو ندارد ( 3 ) . آتش : الفلاح ( 4 ) . آتش : در دهد ( 5 ) . آتش : سر خويش گيرم و تدبير كار كنم كه ازين بلا جان بكران برم ( 6 ) . آتش : « و اعلام ظلام در افق باختر ناپديد شد » اضافه دارد ( 7 ) . آتش : « نواى » ندارد ( 8 ) . آتش : بيامد و گفت ( 9 ) . ازمير : « نيكخوى گردد » ندارد ( 10 ) . آتش : كلهء سر ( 11 ) . آتش : خويشتن ( 12 ) . آتش : بدين ( 13 ) . آتش : و اصطبار مىبرزيد ( تاشكند مطابق متن ) ( 14 ) . آتش : صبر و جلادت مىنمود ( 15 ) . آتش : واو ندارد