محمد بن على ظهيرى سمرقندى

مقدمهء مصحح 24

سندباد نامه ( فارسى )

از زندگى و احوال او ، همچنين از سال تولد و وفاتش چيزى نمىدانيم جز اينكه او از بستگان دربار قلج طمغاج خان ابراهيم قلج قراخان « 1 » و صاحب ديوان رسايل او بوده است و نيز اينكه مردى فاضل و اديب بوده و با آيات قرآن و احاديث و اشعار فارسى و عربى آشنايى كامل داشته كه اقتباسات او از قرآن و احاديث و اشعار فارسى و عربى - خصوصا ديوان متنبّى و انورى - دليل اين امر است . ظهيرى علاوه بر تحرير سندبادنامه دو اثر ديگر نيز دارد : 1 - اغراض السياسة فى اعراض الرياسة ( در لباب الالباب عوفى : اعراض الرياسة فى اغراض السياسة ) مشتمل بر لطايف كلام ملوك از عهد جمشيد تا زمان قلج طمغاج خان ابراهيم كه كتاب به اسم او نوشته و به وى اهدا شده است . « 2 » 2 - سمع الظهير فى جمع الظهير « 3 » - كه متأسفانه هيچ اثرى از آن در دست نيست - از مجموع آنچه محققان نوشته‌اند ، برمىآيد كه ظهيرى سمرقندى سندبادنامه را بين سالهاى 560 - 556 ه « 4 » از ترجمهء فناروزى كه انشايى ساده داشته است ، تحرير نموده ، بدين صورت كه طبق رسم مترسّلان و منشيان آن عهد و تحت تأثير شيوهء زمان خود آن را به نثرى مزين و آراسته به آيات و احاديث ، امثال ، اشعار فارسى و عربى درآورده و چنان با استادى از عهدهء آن كار برآمده كه بايد كتاب او را از نمونه‌هاى زيبا و دلپذير نثر مصنوع قرن ششم دانست .

--> ( 1 ) . ماقبل آخرين پادشاه از سلسلهء آل افراسياب است كه حدود سال 600 ه وفات يافته است . همچنين از پادشاهان معروف اين سلسله است كه بسيار فضل‌دوست و ادب‌پرور بوده و علاوه بر خط زيبا ، شاعر نيز بوده است . ظهيرى در مقدمهء سندبادنامه او را با القاب : جلال الملك ، ركن الدنيا و الدين و . . . ياد كرده است . توضيح اينكه سلسلهء آل افراسياب را ملوك خانيه و خاقانيه نيز مىگويند . ( 2 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، ذبيح الله صفا ، ج 2 ، ص 1000 ( 3 ) . عوفى در مورد آن نوشته است : روضه‌اى است از رياض جنان و بستان انوار و ازهار او راحت جان و آن تصانيف به تمام و كمال درين بلاد و ديار كم مطالعه افتاده است ( لباب الالباب عوفى ، تصحيح سعيد نفيسى ، ص 87 ) ( 4 ) . ظهيرى در سندبادنامه سال 560 ه . را تاريخ پيروزى ركن الدين مسعود در رباط ايلك دانسته است و گروهى همين تاريخ را به عنوان تاريخ تأليف سندبادنامه گرفته‌اند ( متن ، ص 11 ) .