محمد بن على ظهيرى سمرقندى

182

سندباد نامه ( فارسى )

بگشايى « 1 » و مرا از مذلّت اين حالت برهانى و كسوت « 2 » انوثت كه در من پوشانيدى به ذكورت بدل گردانى « 3 » . شعر يا ربّ انّك راحم و غفور * و بما فعلت من الذّنوب خبير فلئن غفرت فانّ فضلك واسع * و لئن اخذت فانّنى لجدير 1 حق تعالى بر وى ببخشود و ملكى را « 4 » كه بر آن آب « 5 » موكّل بود ، فرمان داد تا شهپر خويش بر وى ماليد و به صورت اصلى باز برد « 6 » . شاهزاده خداى را سجدهء شكر و حمد آورد « 7 » و روى به حضرت پدر نهاد در « 8 » بيابانى بىپايان . شعر نه هيچ ساكن و « 9 » جنبان درو مگر انجم * نه هيچ طاير و ساير درو مگر صرصر 2 و بعد از ده روز پيش تخت پدر رسيد و ديده را به خاك بارگاه او تكحيل داد « 10 » و ماجراى رفته شرح داد « 11 » و قصد اهمالى كه وزيران در جانب او جايز ديده بودند و روا داشته ، بگفت كه آن سرّ از وى مستور داشتند و او را در مقام مذلّت و حيرت فروگذاشتند . شاه از آن سخن متألّم شد و حكم « 12 » جنايت ، به شريعت سياست ، بريشان اقامت فرمود و مزاج كار اين وزيران همانست و از ايزد تعالى اميد مىدارم كه به ايشان « 13 » همان رسد . شعر و مكايد السّفهاء واقعة بهم * و عداوة الكبراء بئس المقتنى 3 اين كلمات تقرير كرد و از پيش تخت شاه با ناله و نفير و نوحه و زفير بيرون آمد . شاه از

--> ( 1 ) . ازمير : بگشاى ( 2 ) . آتش : اين كسوت ( تاشكند مطابق متن ) ( 3 ) . ازمير : پوشيدى بدل گردانى ( 4 ) . آتش : « را » ندارد ( 5 ) . ازمير : « آب » ندارد ( 6 ) . آتش : رفت ( تاشكند مطابق متن ) ( 7 ) . آتش : يك سطر اضافه دارد : و صدقات و صلات و نذور و عبادات و نوافل طاعات قبول كرد و پاى در پشت مركب آورد ( 8 ) . ازمير : « در » ندارد ( 9 ) . ازمير : واو ندارد ( 10 ) . ازمير : كرد ( 11 ) . آتش : كرد ( 12 ) . آتش : به حكم ( تاشكند مطابق متن ) ( 13 ) . آتش : بديشان