محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 16
سندباد نامه ( فارسى )
اولدنبورگ بر خلاف كومپارتى و نولدكه مىنويسد : « هر دو روايت كتاب سندباد يعنى نسخهء بزرگ و كوچك آن كه مؤلف الفهرست در اثر خود موجود بودن آنها را خبر داده است تا به زمان ما رسيدهاند . روايت مفصّل يا سندباد بزرگ ، همان نسخههاى منظوم و منثور فارسى موجود است كه در مقابل روايتهاى غربى هفت حكايت و يك مقدمه و خاتمه بيشتر دارد و ترتيب آن استوار است و تحرير گرجى و تركى اثر از آن به وجود آمده است . سندباد كوچك يا روايت مختصر ، همان تحرير سريانى ، يونانى ، اسپانيايى و عبرى است كه سرچشمهء تحرير و ترجمههاى بسيار شده است » « 1 » وى همچنين حدس زده است كه تحرير مختصر سندباد ، تحت تأثير كليله و دمنه از روايت مفصّل آن حاصل شده است « 2 » . چنان كه قبلا بيان شد نكتهء دوم دربارهء اصل و منشأ كتاب سندباد كه مورد اختلاف نويسندگان و محققان مىباشد ، مسئلهء هندى يا ايرانى بودن اصل اين داستان است : مؤلفان تاريخ يعقوبى « 3 » و مروج الذهب « 4 » ، اصل كتاب را هندى و در مقابل حمزهء اصفهانى « 5 » و مؤلفان مجمل التواريخ و القصص « 6 » و نهاية الارب فى اخبار الفرس مع العرب « 7 » ، اصل كتاب سندباد را ايرانى مىدانند و معتقدند كه در عهد اشكانيان در ايران تأليف شده است . از ميان مستشرقان اولين كسى كه هندى بودن اصل كتاب سندباد را نوشته است ، لوزلر دلانشان فرانسوى است و بعد از او كسى كه به تقويت اين نظريه كمر بسته است ، تئودور بنفى است . « 8 » لكن تابهحال كسى وجود كتابى به نام سندباد يا لاأقل كتابى كه در چارچوبهء خود مثل سندباد باشد و اقلا چند حكايت آن را داشته باشد را در هندوستان نشان نداده است و همهء كسانى كه دراينباره بحث كردهاند ، اين مسئله را با تخمين و حدس بيان
--> ( 1 ) . راجع به تحرير فارسى منثور كتاب سندباد ، س . اولدنبورگ ، المظفّريه ، ص 268 ( به زبان روسى ) . ( 2 ) . همان ، همان صفحه . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، احمد بن ابى يعقوب ، ج 1 ، ص 115 . ( 4 ) . مروج الذهب ، ابو الحسن على بن حسين مسعودى ، ج 1 ، ص 75 . ( 5 ) . بعضى از كهنترين آثار نثر فارسى ، غلامحسين صديقى ، ص 97 . ( 6 ) . همان ، همان صفحه . ( 7 ) . عايد به اصل و پيدايش كتاب سندباد ، ج . عزيز قلاف ، ص 117 ( به خط سريليك ) . ( 8 ) . همان ، ص 115 .