محمد بن على ظهيرى سمرقندى

46

سندباد نامه ( فارسى )

امّا « 1 » سرّى از مستودعات قضا و مكنونات قدر دست ردّ بر پيشانى او نهاد « 2 » و نقش كعبتين او بازماليد و هيچ آفريده با قضاى آسمانى در جولان نتواند آمد و گوى مقاومت نتوان برد « 3 » و اكنون سعود افلاك به طالع شاهزاده ناظر مىشود و تا اين غايت « 4 » ، مترصّد اين فرصت و منتظر اين ساعت بوده‌ام و به تخريج و تعليم تقويم ، طلوع اين سعود و ادراك اين مقصود را ترقّب و ترصّد نموده و اكنون به اقتضاى قضا و نظر سعود كوكبان و اثر لطف « 5 » آفريدگار در عهده‌ام كه در مدّت شش ماه جمله آداب ملوك و شرايط و رسوم پادشاهى « 6 » از معالى اخلاق و محامد اوصاف و دقايق علوم و نفايس شيم و اسرار علم تنجيم و معرفت درج و دقايق تقويم و طرف علم طب و نتف خواص ادويه و غير آن تعليم كنم و اگر تفاوت و تأخيرى به لوازم آن داخل شود « 7 » ، مستوجب سياست و عقوبت شاه باشم « 8 » . وزرا « 9 » و ندما ازين سخن تعجب نمودند و گفتند « 10 » : اى حكيم ، دعوى عظيم كردى و عقلا چنين گفته‌اند كه هر قولى كه به فعل نينجامد ، غمامى بود جهام و حسامى بود كهام و شجره‌اى بود بىثمره . چون در مدّت دوازده سال كمال نيافت ، در شش ماه چگونه تمام شود ؟ يكى از جماعت وزرا گفت : چهار كار است كه تا تمام نشود ، بر وى « 11 » مدح و ذمّ لازم نيايد . اول غذا تا منهضم نگردد . دوم « 12 » زن حامله تا حمل ننهد . سوّم « 13 » مرد شجاع تا از مصاف بيرون نيايد . چهارم برزيگر « 14 » تا از بذر « 15 » و تخم ، ريع و نزل برنگيرد . ديگرى گفت : هيچ علمى « 16 » بىآلات « 17 » و ادوات محصّل نگردد و آن صفوت طبيعت و كمال كياست است و قوّت حفظ و رويّت و اين همه « 18 » بىعنايت ربّانى و تأييد آسمانى در امكان نيايد و

--> ( 1 ) . آتش : فامّا ( تاشكند مطابق متن ) ( 2 ) . ازمير : بازنهاد ( 3 ) . آتش : با قضاى آسمانى اسب در جولان و گوى در ميدان مقاومت نتوان برد ( 4 ) . آتش : بدين غايت ( 5 ) . ازمير : لطايف ( 6 ) . آتش : آنچه آداب ملوك و شرايط پادشاهان بود ( تاشكند مطابق متن ) ( 7 ) . ازمير : متطّرق شود ( 8 ) . آتش : شوم ( 9 ) . آتش : جماعت وزرا و ندما ( 10 ) . آتش : گفت ( 11 ) . ازمير : « بر وى » ندارد ( 12 ) . آتش : ديگر ( تاشكند مطابق متن ) ( 13 ) . آتش : سديگر شجاع ( تاشكند مطابق متن ) ( 14 ) . آتش : برزگر ( 15 ) . ازمير : بذور ( 16 ) . ازمير : « هيچ علمى » ندارد ( 17 ) . ازمير : بىآلت ( 18 ) . آتش : و با اين همه