فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

78

سلوك الملوك ( فارسى )

متغلّبان و دزدان و قاطعان طريق ، و اقامت جمعه‌ها و عيدها و قطع منازعات واقعه ميانهء بندگان و قبول شهادات قايمه بر حقوق و تزويج اطفال خود كه ايشان را اوليا نباشد و قسمت غنيمتها » اين است سخن امام نسفى . و در كتب اهل كلام گفته‌اند : شرايط امام دوازده چيز است ؛ اول آن كه قريشى باشد ، بنابرآن كه حضرت صلى اللّه عليه و سلم فرموده : الائمة من قريش . دوم آن كه مجتهد باشد تا احكام شرع داند . سيوم آن كه خداوند راى و تدبير باشد تا حفظ حوزه نمايد « 1 » . چهارم آن كه خداوند كفايت و علم به مصالح مال باشد تا در وجوه اموال تصرف بر وجه لايق كند . پنجم آن كه شجاع و قويدل باشد ، تا حوزهء اسلام را از كفار و اهل بغى نگاه دارد . ششم آن كه عادل باشد تا جور نكند ، و اهل قبول شهادت و قضا باشد . هفتم آن كه بالغ باشد تا مقبول التصرف باشد . هشتم آن كه عاقل باشد تا به قوت عقل تميز ميان امور تواند كرد . نهم آن كه آزاد باشد زيرا كه عار رقيّت با سلطنت منافات دارد . دهم آن كه مرد باشد زيرا كه زنان اهل ولايت نيستند . يازدهم آن كه سميع و بصير باشد ، تا از نقصان اين دو حاسّه از استيفاى پرسش و معرفت احوال رعيّت محروم نماند . دوازدهم آن كه ناطق باشد تا به احكام تلفظ تواند كرد . اين است شرايط امام كه در اصول مذكور است . و فقها گفته‌اند اگر كسى كه اين شرايط در او موجود باشد ، يافت نشود ، مثلا هيچ قريشى نيست كه در او اين شرايط باشد و مردم محتاجند به امام ، و به استيلا كسى فراگيرد او سلطان باشد . امام بغوى رحمه اللّه در كتاب « تهذيب » گفته كه اگر از اولاد اسماعيل

--> ( 1 ) م . و قيام به امور ملك تواند نمود .