فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

61

سلوك الملوك ( فارسى )

و حضرت عبيد اللّه خان در مقام ادب و احسان درآمده همچو شير غرّان كه به مخالب شجاعت صيد را در قيد تسخير درآورد ، و شكار خود را با اخوان در ميان نهد ، و از فريسهء خود اقران را نصيب دهد ، ملكت « 1 » ماوراء النهر را در ميان اعمام و اقران و اخوان قسمت فرمود ، و تخت سمرقند را به حضرت عمّ عميم الالطاف بزرگوار نامدار مقرر فرمود ، و ديگر نواحى را به اخوان تقسيم كرد ، و خود به وطن مألوف كه خطهء بخاراست در عين سلامت و عافيت معاودت فرمود ، و همگى همت خسروانه و نهمت پادشاهانه را معطوف به صوب وفا به نذر مذكور كرد ، و الحق به قدر علم و امكان مقدرت بدان وفا فرمود . و در عقب آن فتوح متواليه و مغانم كثيرهء متتاليه يوما فيوما از خزاين مواهب فيّاض وجود به آستانهء اقبال وفود « 2 » نمود ، چنانچه تفاصيل آن ان شاء اللّه تعالى در كتابى كه موضوع از جهت تاريخ واقعات و فتوح آن حضرت باشد مذكور و مسطور گردد ، به توفيق اللّه المنّان . و چون بعد از استقرار در بخارا فرمان همايون به توجه اين فقير حقير از سمرقند به جانب بخارا نفاذ يافت ، و اين فقير با متعلقان از سمرقند به بخارا نقل كردم ، و بعد از تحمّل مشاقّ هجران خونخوار از چشمهء عذب وصل خوشگوار روح و روان را آسايش دادم ، و رخت اقامت در موطن عافيت و سلامت نهادم ، اوقاتى كه به شرف ملازمت آن حضرت مشرّف مىگشتم ، مشاهده مىنمودم كه آن حضرت جهت وفا به نذر ، هر حكم از احكام سلطنت كه پيش مىآيد به شرع و فتوى رجوع مىفرمايند . و چون احكام و مسائل متعلقه به امور سلطان در ابواب فقه منتشر است ، و استحضار آن مسائل ، بلكه علم به مواقع آن مطالب ، آحاد و متعيّنان مفتيان را حاصل نيست ، امر وفا به نذر در حيّز تعويق است و امور ملك و مال در عرضهء فساد و اختلال ، چنان انديشه كردم كه جمع و تحقيق مسائل مفتى بها براين فقير كه در اين خطه ساكنم ، و در صدد تعليم آن حضرت ، فرض

--> ( 1 ) م . مملكت . ( 2 ) م . وجود .