فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

13

سلوك الملوك ( فارسى )

شوشترى افتاد كه در ردّى كه بر كتاب او نوشته به انتقامجوئى برخاسته و در اين قبيل حمله‌هاى سرد و خنك و دور از حرمت علم و ادب گوى سبقت را از او ربوده است چنان كه وى را « الفضول السفيه المعدود فى خفافيش العمى و خوافيه فضل بن روزبهان الذى يخرج فضلته من فيه . . . « 1 » » مىخواند و كار بدزبانى و ناسزاگوئى را به جائى مىرساند كه حتى بر مادر فضل اللّه ابقا نمىكند و به سراغ آن زن بيچاره كه سالها پيش در سفر حج مرده و لاشهء مسكينش در ديار غربت خاك شده بود مىرود : « الحمد اللّه الذى فضح الناصب و رفع عنه الامان و اوضح سوء عاقبته على اهل - الايمان حيث طرده من ايران و اماته فى النيران اعنى مظهر القهر من بلاد ماوراء النهر و وفقنا لدفع شره الذى اورثه لاهل النهر اعنى نسخ كتابه الذى يشهد على امّه بالعهر . . « 2 » » كه بايد گفت الحق ، منتهى درجهء انحطاط در بحث علمى از هردو جانب به ظهور پيوسته و بهتر است بيش از اين قلم خود را به نقل پرده‌دريهاى دل‌آزار آنان آلوده نسازيم « 3 » . بازگرديم بر سر سخن خود دربارهء زندگى و آثار فضل اللّه ، وى پس از مهاجرت به ماوراء النهر به دربار ابو الفتوح محمد خان شيبانى ( شيبك خان ) پيوست . در سفر جنگى كه شيبانى به عزم حمله بر قلمرو قزاقهاى شرق سيحون در پيش گرفت فضل اللّه همراه اردوى خان بود و گزارش وقايع اين سفر را در كتابى به‌نام « مهمان‌نامهء بخارا » فراهم آورد . اين كتاب با داستان بازگشت شيبك خان به سمرقند و عزيمت وى به طوس و مشهد ( 914 ) بپايان مىرسد و از خاتمهء كار شيبك خان و قتل فاجعه‌آميز او به دست شاه اسمعيل ( 916 ) خبرى در آن ديده نمىشود . پس از محمد خان شيبانى ، فضل اللّه به عبيد اللّه خان حاكم بخارا پيوست و كتاب حاضر را به‌نام او نوشت . اين كتاب در 920 بپايان رسيده و از آن پس تا

--> ( 1 ) احقاق الحق جلد اول صفحهء 16 ، تهران 1376 قمرى . ( 2 ) احقاق الحق جلد دوم صفحهء 106 . ( 3 ) بر ابطال الباطل فضل اللّه ، علامه شيخ محمد حسن مظفر از علماى معاصر شيعه نيز ردّيه‌اى نوشته است در سه جلد به‌نام دلايل الصدق ( دار الطباعهء قاهره 1976 ) . در اين رديه بر پاسخگوئى مطالب فضل اللّه در قسمتى كه مربوط به اصول دين است اكتفا شده و از ورود در مباحث مربوط به اصول فقه و فروع خوددارى گرديده است .