مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

48

زينت المجالس ( فارسى )

است يعنى تمام سلام و او را ديوبند هم گويند مدت عمرش هشتصد سال بود و زمان سلطنتش سيصد سال « ذكر سلطنت جمشيد » گويد اينكلمه اسم و لقب اوست اسم او جمست و لقبش شيد و بقولى بعد از آدم بهزار سال شمسى پادشاه شد ابو حنيفه دينورى گويد كه جمشيد پسرزاده ارفخشد بن سام بن نوح است فارسيان گويند كه او بر اقاليم سبعه فرمان - فرما شده طوايف جن و انس را مسخر گردانيده سليمان عبارت از اوست و او از خداوند عز و علا مسئلت نمود كه در زمان او مرض موت و هرم از ميان خلايق برگيرد و دعاى او بشرف اجابت مقرونشد و سيصد سال هيچكس در مملكت او بيكى از ايندو چيز مبتلا نگشت و جمشيد بتجربه و امتحان مفردات و مركبات ادويه و اغذيه پرداخته طبيعت هريك از آنها را شناخته ضار از نافع جدا كرده باستخراج قز و ابريشم پرداخته و حرفت خياطت و رشتن و بافتن اختراع نمود و شراب ارغوانى كه مقوى روح حيوانيست در زمان او ظاهر شد آورده‌اند كه جمشيد خواست تا انگور كه لطيف‌ترين ثمار است در زمستان نيز از او محفوظ شوند چون نگاهداشتن آن بواسطهء سرما ممكن نبود فرمود تا آب او را از پوست و دانه جدا كرده در انائى ريختند و خود همه روز بر سر ظرف آمدى و عيار آن را بر محك مذاق عرض كردى چون طعم مرارت ظاهر گشت پادشاه گمانكرد كه مگر زهرى قاتلست و جمشيد را كنيزكى بوده در غايت صباحت و ملاحت درد سر بر او طارى شد و سه روز نتوانست كه سر بر بستر نهد از آن رنج به تنك آمده با خود گفت كه از آن زهر كه پادشاه ضبط كرده قدرى بايد خورد تا از اين درد و الم خلاص گردم بسر خم كه نيايم بدر از ميخانه * تا در آندم كه مرا پر نشود پيمانه پس بر سر خم رفته جرعهء چند دركشيد و بعد از آنكه چند روز بود كه صورت خواب در آئينه ديده‌اش نقش نبسته بود بخواب رفته بعد از آنكه سلطان منام از سراپرده ديده‌اش خيمه بيرون زده خود را از جميع علل و امراض مبرا يافته صورت واقعه بعرض جمشيد رسانيده و پادشاه مست قدح سرور گشته بر شرب مدام قيام نمود حكايت : آورده‌اند كه كيقباد در ايام سلطنت خود مستى را ديد كه پاى درختى افتاده و زاغى آمده چشمهاى او را از حدقه بيرون آورده پادشاه را اين معنى ناخوش آمده فرمان داد كه هركه جام شراب در كف نهد خون او را در شيشه كنند و مدتى خلايق از شراب خوردن ممتنع گشتند تا روزى شيرى از شيرخانهء پادشاه زنجير گسيخته روى بكوچه‌وبازار آورد و خلايق