شهمردان بن أبى الخير رازى
47
روضة المنجمين ( فارسى )
برنشستن كوسه : هرمزد روز ، آذر ماه بوذ [ بروزگار خسروان اوّل بهار بود « 1 » ] و اين چنان بوذ كى مردى كوسه بيك چشم بر خرى برهنه نشينذ و كلاغى در دست گيرذ و مروحهء « 2 » بذست ديگر دارذ و خويشتن را باذ مىزند [ و زمستان را وداع همى كند « 3 » ] و از آن پاذشاه آن شهر غلامى پنجاه با او برنشينند و از هر دكانى يك درم [ سيم ] مىستانند چنانك اگر يك لحظه توقّف افتذ هرچ يابند « 4 » غارت كنند و چون كوسه از دور مىروذ « 5 » مردم درم در پيش [ او ] مىآرند و تا نماز پيشين هرچ ستانند پاذشاه را بوذ و تا نماز ديگر كوسه [ را ] و غلامان را ، و اگر از پس نماز ديگر كوسه را بگيرند چندانك خواهند كوسه را بزنند داورى نبوذ و اين رسم بپارس است . بيرون اين پارسيان را ( 40 ) جشنها بسيارست و اندر هر ماه ، آن روز كى هم نام ماه بوذ جشنى دارند لكن آن را كى سبب پيذاترست نموذم و اللّه اعلم . فصل سوم : عيدها و روزهاء تازيان عاشورا : اين روز را سخت بزرگ داشتندى و در مزد كردن و خيرات نمودن رغبت كردندى و گويند پيغامبر عليه السّلام گفت كى اندرين روز كشتى نوح تمام شذ و يعقوب ( ع ) روشنايى چشم بازيافت و ايّوب ( ع ) را از ضرّ « 6 » رستگارى آمذ پس چون حسين بن على را رضوان اللّه عليهما اندرين روز بكشتند اهل شيعهء ماتم گرفتند و اين روز تعزيت دارند و دهم محرّم بوذ . روزه داشتن : روزه داشتن از ماه نو رمضانست تا ماه نو شوّال مدّت يك ماه اگر سى روز بوذ و اگر بيست و نه [ روز ] . و قومى چون عيد بكنند شش روز ديگر روزه دارند و گويند تمام و كمال ثواب روزه اندرين است و حجّت چنان آرند كى اندر قرآن است مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها . . . « 7 » پس گويند كى اين سى روز سيصذ روزست و شش روز شصت ، پس چنان بوذ كى همه ساله روز [ ه ] داشته . و غرّه شوّال را عيد الفطر خوانند .
--> ( 1 ) . داخل قلاب فقط در نسخه قاهره آمده است . ( 2 ) . مروحه - بادبيزن . بادبزن ( 3 ) . داخل قلاب فقط در نسخه قاهره آمده است . ( 4 ) . نسخه اساس : « يابذ » ( 5 ) . نسخه تهرانى : « كوسه از دور پيدا شود مردم زر پيش او برند » ، نسخه ملك و قاهره : « كوسه از دور مىشوذ » ( 6 ) . ضرّ - گزند ( 7 ) . سورهء انعام ، آيهء 161