شهمردان بن أبى الخير رازى
43
روضة المنجمين ( فارسى )
تاريخ هجرت : روز دوشنبه هشتم ربيع الاوّل كى هجرت افتاذ از مكّه بمدينه لكن تاريخ از اوّل سال گرفتند روز پنجشنبه غرّه محرّم و ازين تاريخ تا طوفان سه هزار و هفتصذ و بيست و پنج سال و تيرست و چهل و هشت روزست . تاريخ يزدجرد [ بن شهريار ] آخر پاذشاهان پارسيان بوذ و تاريخ از روز سهشنبه اوّل پاذشاهى او دارند و از ميان اين تاريخ و طوفان سه هزار و هفتصد و سى « 1 » و پنج سال و تيرست و بيست و دو روزست « 2 » . فصل « 3 » دوم : جشنها و رسمهاى پارسيان ( 36 ) نوروز : هرمزد روز فروردين ماه بوذ و ابتدا كى اين رسم نهاذند آن بوذكى تخت زر جمشيد ، بورج كيان « 4 » از زمين برخاست و چون مردم آن ديذند گفتند اين روزى نؤست و جمشيذ را بعضى از عرب نام سليمان نهاذند و دانند و معنى شيذ روشن است و جم نام او بوذ . نوروز بزرگ : آنچ معروفترست آن دانند كى خسروان چون نوروزى بوذى بر تخت نشستندى و پنج روز رسم بوذى كى حاجت خواهندگان روا كردندى و عطاهاى فراوان دادندى و چون اين پنج روز بگذشتى بر لهو كردن و باذه خوردن مشغول شدنذى پس اين روز را از آن سبب بزرگ كردند . و بعضى گفتهاند كى اين آن روزست كى جمشيذ مردم را بشارت داذ به بىمرگى و تندرستى و آمرزگارى و گفتهاند كى [ هم اندرين روز بوذ ] كى گيومرث آرزور ديو را بكشت و بسيار [ گونه ] گفتهاند لكن چون درستى آن نذانيم برين قدر اقتصار كرديم . آبان روز آبانگان : بيشتر روزها و جشنها آنست كى از نام روز و ماه دارند چى هريك نام فريشتهايست و آبان نام آن فريشه است كى بر آب موّكل است و اين روز به آب روند . آبان روز فروردين ماه اگر باران بارذ آبانگاه مردان خوانند و اگر نبارذ آبانگاه زنان .
--> ( 1 ) . نسخه توبينگن : « سه هزار و هفتصد و پنج سال » ( 2 ) . نسخه تهرانى : « سيصد و دو روز » ( 3 ) . در نسخه توبينگن پيش از اين فصل ، جدولى است كه نوشته نشده است . ( 4 ) . ورج كيان - فرّهء كيانى