شهمردان بن أبى الخير رازى
27
روضة المنجمين ( فارسى )
ر قمر . يافتيم ث ه ى گفتيم اين روز تثليث زهره و مشترى است . ق علامت احتراق باشذ چنانك ق خ اى « 1 » احتراق مريخ است و همچنين ق علامت مشرق باشذ و ب علامت مغرب چنانك چون نبشته باشذ د يخفى « 2 » ق گفتيم عطارد در مشرق پوشيذه شوذ و اگر يرى « 3 » باشذ يعنى پيدا آيذ . باب هشتم : [ در ] اجتماع و استقبال و كسوف و خسوف بر درازى كرانهء ماهها سوى عرض اجتماع يا استقبال نوشته بوذ و اگر بروز بوذ يا شب و ساعات آن و طالع وقت و دهم برج او ، و آن جزء كى شمس و قمر اندر و مجتمع باشند يا مقابل ، و نبشتن برج از خانه آن نيّر بوذ كى نوبت او را باشذ اگر بروز بوذ ( 27 ) از جايگاه شمس ، و اگر بشب بوذ از جايگاه قمر و اين در جزء استقبال بوذ چى در اجتماع هردو اندر يك برج باشند ، و نموذار بطلميوس را اعتماد برين جزء است . و امّا كسوف و خسوف اندر آخر تقويم بر آنگونه كى اتفاق افتذ و مقدار گرفتن ، و ساعات و مدّت و مكث و طالع وقت و آن برج كى اندر و بوذ نبشته باشذ و بذان كى قمر را خسوف اندر استقبال بوذ و شمس را كسوف اندر اجتماع ، و رأس و ذنب با ايشان بوذ مجتمع يا قريب بحدّى معلوم . باب نهم : [ در ] تقويم ستارگان اندر هر وقت دانستن و وقت اتّصال آنچ نبشته بوذ تقويم ستارگان باشذ به نصف النهار هم چنانك غايت ارتفاع و چون تقويم ستارگان اندر وقتى بيرون نماز پيشين خواهى كى بذانى سير آن ستاره از آن روز تا روز ديگر ، مدّت يك شبانروز برگير و آنچ بمانذ بهت خوانند [ و آن را ] بر بيست و چهار بخشش « 4 » كى آن رفتن ستاره بوذ اندر يك ساعت ، پس بذان تا از نماز پيشين چند ساعت گذشته است بعدد ساعات ازين بخشش كى بيرون آمذه باشذ برگير اگر مستقيم بوذ برافزاى و اگر راجع بوذ بكاه كى جايگاه آن ستاره بوذ مقوّم اندر آن وقت كى تقويم كرديم اگر بعد از نصف النهار بوذ و اگر پيش از نصف النهار ، بر راجع افزاى و از مستقيم بكاه از جايگاه نصف النهار ستاره .
--> ( 1 ) . اى - يعنى ( 2 ) . يخفى - پنهان ( 3 ) . يرى - ديدار ( 4 ) . نسخه ملك و توبينگن : « ببخش »