شهمردان بن أبى الخير رازى
8
روضة المنجمين ( فارسى )
مثالش : خواستيم كى دويست و پنج از دو هزار نقصان كنيم ، برين صورت ؟ ؟ ؟ بنهاذيم و با عمل آمذيم و نگاه كرديم زبر دو ، كى مرتبهء سوم ناقص است صفر بوذ ، يكى از عشرات او برگرفتيم ، و دو نقصان كرديم و هشت بماند بجايگاه صفر سوم بنهاذيم از بعد آن مرتبهء دوم از ناقص ، صفر يافتيم ، بدان حاجتى نيامذ و اوّل ناقص پنج بوذ و زبر او خالى ، و دوم او همچنين ، يكى از مرتبه سوم ( 8 ) برگرفتيم كى صذها بوذ ، و نه ، بمرتبهء دوم بنهاذيم كى نوذ باشذ ده باقى بماند پنج نقصان « 1 » كرديم و پنج ، كى بماند ، بجايگاه صفر آحاد منقوص منه بنهاذيم برين صورت حاصل آمذ بتمامى عمل 1795 . باب چهارم : [ در ] تضعيف غرض [ از تضعيف ] آنست كى دو تو كنى اى « 2 » دو چندان ، و عملش آنست كى آن مال بنهى و ابتدا ، به آخر مرتبها كنى و آن را مضاعف گردانى هر يكى دو ، پس اگر از نه فزون شوذ يكى بمرتبهء بنهى كى از پس او آيذ بر دست چپ ، و اگر در ميانه بوذ بر عدد دوم او ، و همچنين تا از همه بپرداختن . مثالش : خواستيم كى پنج هزار و هشتاذ و سه را تضعيف كنيم ، برين صورت بنهاذيم 5083 پنج را مضاعف كرديم ده بوذ ، يكى بمرتبهء كى از پس او آيذ بنهاذيم و پنج را صفر گردانيذيم و مرتبهء مائين « 3 » خالى بوذ هرزه بگذاشتيم و بمرتبهء عشرات هشت را مضاعف كرديم شانزده بوذ يكى بجاى صفر بنهاذيم و هشت با شش كرديم تا شانزده بوذ و بمرتبهء آحاد سه مضاعف كرديم شش حاصل آمذ از عمل برين صورت 10166 . باب پنجم : تنصيف چنانك تفريق ضد جمع است تنصيف ضد تضعيف است و مقصود آنست كى عددى به دو نيم كنى و عملش آنست كى ابتدا از اول عددها كنى اى « 2 » از آحاد ، و اگر كسرى افتذ به وضع اندر
--> ( 1 ) . نسخه تهرانى : « پنج ازو نقصان » ، نسخه ملك : « پنج از ده نقصان » ( 2 ) . اى - يعنى ( 3 ) . مائين - صدگان