شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 45

روضة المنجمين ( فارسى )

« گون » و « گونه » - نوع ، قسم ، اين‌چنين ص 11 : چهار بمانذ ، بر پنج فزوذيم نه شذ و برين‌گون حاصل شذ ص 349 : و هر ستارهء كى خواهى برين‌گونه باشذ « نسخهء اساس : برين جمله باشد » ص 436 : از بهر تزويج زنان هم برين‌گونه بوذ ص 460 : از چند گونه بلا برذ با « خويشتن گرفتن » و « به خود گرفتن » به معناى همبستر شدن ص 158 : اگر در برجهاى ماذه باشذ ، زن را تزويج كردن و با خويش گرفتن ص 452 : براذر با او دشمنى نمايذ يا زن او را بخوذ گيرذ معناهاى مختلف سبك ص 24 : از همه سبك‌روتر قمرست و كندروتر زحل ص 163 : امّا من هم بر طريق اختصار و سبكى بروم ص 473 : در ادب و منطق و علم زيادت آورذ و كارها سبك بگزارذ و پسنديده بوذ ص 473 : . . . و سخنها نيكو گويذ و سبك حركت بوذ به كار بردن واژه « تاسگن » يعنى غمگن ص 236 : مردم را تاسگنى رسذ خاصه در عقرب ص 312 : غم و تاسگنى ص 447 : فرزندان اندك بوذ و تاسگن بوذ ص 462 : و از جهت زنان تاسگنى برذ و فضيحت رسذ ص 470 : از جهت بزرگان و مهتران تاسگنى برذ ص 470 : تدبيرها بذ كند و از جهت فرزندان تاسگنى آرذ ص 472 : بها و حشمت بروذ و در نعمت و سعادت نقصان آيذ و تاسگنى فكرت بسيار آورذ