شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 31

روضة المنجمين ( فارسى )

فعل + « يا » مضارعت ص 44 : يكى را جان باز دادمى و يله كردمى آوردن « همى » بر سر افعال ص 3 : چى خود نامهاى همى آيذكى مستعمل شذست . ص 6 : هم برين قياس و نسق همى فزايد ص 11 : و ما را شش همى بايست آن يكى ديگر كى مانده بود ص 23 : چنانك همى فزايد و همى كاهذ بر حسب درازى و كوتاهى روز ص 23 : چى از بامداد تا نماز پيشين همى فزايذ ص 116 : و چون پيشتر همى آمذى فزونى پذرفتى ص 125 : همى بايست از بهر قوت را يك درجه ديگر زيادت كردند ص 289 : و چون در ربعهاى ناقص بوذ همى كاهذ ص 587 : كى رجوع ( كردن ) با كتابى ديگر ( حاجت ) همى افتاذ ساختار صفت فاعلى ص 153 : اگر قمر در برجهاى معوّج الطّلوع بوذ فروختار را بهتر بوذ ص 165 : چنان كه طالع دليل پرسنده است سابع دليل پرسيذار است جمع بستن كلمات مختوم به « ه » غير ملفوظ با حذف « ه » ص 17 : حروف جمل شناختن كى معروفست به حساب جمل و ستارگان و خانهاشان ص 28 : نيكست خريذن خانها را و طلب حاجت از مهتران ص 287 : چون دو ستاره كى خانهاشان برابر يكديگر بوذ ص 297 : . . . و آب و چشمها اندك شود ص 298 : باران بسيار بود و غلّها تباه شود از آن باران