شهمردان بن أبى الخير رازى
149
روضة المنجمين ( فارسى )
مقالهء هفتم : در عمل اختيارات اختيارات كردن سعادتى و قوّتى ، عرضى است و هر وقت چون با اصل مولود موافق نباشذ [ تا ] قدرى منفعت ازو حاصل آيذ . و برين سخن دليل آنست كى قومى اختيار سفرى كنند اگرچه بلا ( 131 ) و مضرّت عام رسذ هركس را در قدر دليل خويش بوذ و اگر دو تن بيك اختيار بروند چون يكى را [ از ] دوّم بذانچ دارذ قهر كند و بستاند از آنچه « 1 » دوّم را بذست ، اوّل را نيك بوذ پس ازينجا پيذا آمذ كى اختيار موافق ولادت اصلى بايذ و ما پنجاه فصل برگرفتيم « 2 » و در سيزده باب نهاذيم . باب اوّل : در مقدّمه . باب دوّم : از طالع سه فصل . 1 . گرمابه رفتن 2 . جامه بريذن و پوشيذن 3 . نامه نبشتن . باب سيّم : از دوّم سه فصل . 4 . انبازى كردن 5 . خريذن چيزها 6 . فروختن . باب چهارم : از برج سيّم چهار فصل . 7 . چوگان زدن 8 . پوشيذن كارها 9 . پيذا كردن كارها 10 . نقل و تحويل كردن . باب پنجم : از برج چهارم هفت فصل . 11 . بنا نهاذن 12 . شكافتن بنا 13 . زمينها خريذن 14 . جوى و كاريز آوردن 15 . درخت نشاندن 16 . تخم كشتن 17 . جايگاه باجارت گرفتن .
--> ( 1 ) . ساير نسخهها « اگرچه » . ( 2 ) . ساير نسخهها « برگزيديم » .