شهمردان بن أبى الخير رازى
142
روضة المنجمين ( فارسى )
باب دهم : اجزاء ساعات نهار جز ( ء ) آفتاب بر مقنطره مشرق نه و مرى را نشان كن پس هم آن جزء را بر خطّ وسط سما نه و بنگر تا چند گذشته است سدس آن بگير اجزاء ساعات نهار بوذ . وجهى ديگر : و اگر جزء شمس بر اوّل ساعت نهى هر كذام كى بوذ و بساعت دوّم [ او ] آورى چندانك مرى از جاى اوّل بگذشته « 1 » بوذ اجزاى ساعات بوذ و چون قوس روز يا شب بر اجزا ساعات قسمت كنى ، ساعات زمانى بوذ . باب يازدهم : در مطالع بروج اگر مطالع فلك مستقيم خواهى آن برج بيار « 2 » و اوّل او بر خطّ وسط سما نه و مرى را نشان كن ( 126 ) پس عنكبوت را بگردان سوى دست راست زبر تا آخر آن برج چنانك اوّل برج دوّم او بر خطّ وسط سما افتذ و بنگر تا ميان مرى و نشان اوّل چند « 3 » ست مطالع آن برج بفلك مستقيم چندانى بوذ .
--> ( 1 ) . نسخه توبينگن و ملك و تهرانى « بگشته » . ( 2 ) . بيار - بياور . ( 3 ) . شخصى در بالاى « چندست » علامت گذاشته و مطالبى در حاشيه نوشته است كه چنين است : فصل اندر معرفت جزء برآمدن و فروشدن ستارگان اگر خواهى كه جزء برآمدن ستارگان به خط استوا بدانى سر مرى آن سياره كى خواهى بر خط مشرق نه ، پس نگاه كن كه برابرش از برجها چند درجه كدام برج بر خط مشرق است آنچه باشد جزو برآمدن آن ستاره باشد كه آن را درجه طلوع استواى آن ستاره گويند و اگر درجه غروب آن ستاره خواهى در خط استوا مرى سياره را بر خط مغرب گذار تا جزوى كه با آن ستاره به خط استوا غارب گردد معلوم شود . فصل اندر شناختن مطرح شعاع ستارگان : چون خواهند كه جزوى از فلك البروج كه مطرج شعاع ستارهء باشد معلوم كنند درجهء هر ستارهء كه خواهند از بروج كه دروست بر خط مشرق گذارد و برابر سر مرى جدى را از اجزاء حجره نشان كند پس اگر مطرح تسديس خواهند از جانب راست عنكبوت را از جانب چپ شصت درجه بگرداند . و اگر تسديس را جانب چپ خواهند عنكبوت را از جانب راست شصت درجه بگرداند و به خط مشرق بنگرد درجهء آن برج كه مطرح شعاع تسديس آن ستاره در وى باشذ در آن حال در خط مشرق باشذ و اگر درجه تربيع خواهند نوذ درجه عنكبوت را بگرداند بعد از آنكه مواضع كوكب را از منطقة البروج بر خط مشرق نهاده و برابر مرى راس الجدى را از اجزاء حجره نشان كرده باشذ . و اگر درجه تثليث خواهند صد و بيست درجه بگرداند و اگر مقابله خواهند صد و هشتاد درجه بگرداند و مطرح شعاع درو اين نظر است ؟ مثال تسديس باشذ و قياس عمل هريك را چنان بايد كردن كه نخست تسديس را ياد كردم . . . جانب چپ و راست تسديس و تربيع و تثليث را اندر فصل نظر كردن ستارگان باز نمودم تا آموزنده از مقصود باز نماند .