شهمردان بن أبى الخير رازى

137

روضة المنجمين ( فارسى )

نيم دايره باشذ . خطّ مشرق خطّى راستست كى از نيمه اسطرلاب بعرض از سوى چپ بيايذ تا بمركز صفيحه خطّ مغرب تمامى اين خطّست تا دست راست چنانك صفيحه را به دو نيم كنذ راست ، و از سر افق فروتر باشذ . خطّ وسط سما خطّى راستست كى از سر اسطرلاب بيايذ تا نيمه ، [ و ] خطّ وتد الارض تمامى اين خطّ است تا زير چنانك اين هردو خط تمام صفيحه را به چهار قسمت كنذ و بر زاويهاى قائمه افتذ . خطهاى ساعات معوّج دوازده خطّ است خميذه كى در زير مقنطراتست ، كشيذه بوذ [ و ابتدا از خط مغرب بود ] و از آ تا ب ( - 1 تا 2 ) برو نبشته باشذ و ابتداء اين خطها از مدار رأس سرطان بوذ و در ميان مدار رأس سرطان و تا اوّل [ از ] مقنطرات عرض [ آن ] شهر نبشته بوذ بر صفيحه . و بر صفيحه سه دايره بوذ تمام ، آن مهتر كى بر كناره بوذ مدار رأس الجدى خوانند كى چندانك عنكبوت گردانى سر جدى با او بوذ . مدار رأس الحمل دايرهء ميانگى است كى سر حمل با او گردذ و سر ميزان همچنين ، مدار راس السرطان دايره كهتر [ ست ] كى بمركز نزديكتر بوذ و [ سر ] سرطان با او گردذ . بروج شمالى از ميان مدار سرطان و مدار حمل كردند و آن از اوّل حمل است تا آخر سنبله . بروج جنوبى از ميان مدار حمل و مدار جدى كردند و آن از اوّل ميزان است تا آخر حوت . و ستارگان هرچ مرى ايشان اندرون منطقه البروج بوذ شمالى باشذ و آنچ از بيرون بوذ جنوبى . حجره آن همچون [ طبقه‌ى ] سنگى است كى بذين صفيحها و عنكبوت درآيذ و او هم چون حجرهء بوذ كى اين همه درو باشند و امّ نيز خوانند و زبر حجره كرسى بوذ كى [ عروه ] برو دوخته بوذ و حلقه در ميان عروه بوذ و علاقه در حلقه كرذه تا بذست داشتن از بهر ارتفاع گرفتن آسان باشذ و كرانهء روى حجره بتيرست و شصت بخشيذه بوذ ( 121 ) و آن را اجزاء حجره خوانند و بهر پنج خط خرد بر سر او عددى نبشته بوذ و پنج پنج زيادت همىشوذ و بر چهار يك پشت حجره اجزاء ارتفاع بوذ و آن نوذ خطّست و بر سر هر پنج خط عدد آن نبشته تا ص ( - ؟ 90 ) و چون در پشت اصطرلاب « 1 » نگرى چنانك كرسى زبر بوذ اين بر دست چپ بوذ و باشذ كى بر دست راست نيز بوذ و ارتفاع بذو توان گرفتن و در مقابله اين اجزا خطهاى ديگر بوذ . اصابع يا اقدام بر آن جمله كى قسمت كرذه باشند و باز شناختن اصابع از اقدام آنست كى چون يك

--> ( 1 ) . در ساير نسخه‌ها « اسطرلاب » به « س » نوشته شده است .