شهمردان بن أبى الخير رازى

125

روضة المنجمين ( فارسى )

مسئله دهم : درجات شرف را چى حجت و برهان است جواب : چون خانهاء شرف پيذا آمذ درجات خواستند كى معلوم كنند و دانستند كى قوت و شرف و بالا گرفتن آن وقت بوذ كى بنيمه رسذ چى در اول هنوز طبع آن برج ديگر دارذ همچون كوذك خرد ، چى ضعيف و بذدل بوذ چون پير ، ز بهر جذا گشتن او از برجى ببرجى ديگر پيوستن ، و بر غايت قوت ميانگى آمذ . شرف هر ستارهء پانزده درجه نهاذند از برج شرف خويش و درجات مشترى كى سعد بزرگ است اندر سرطان يه ( - ؟ 15 ) بوذ و چون در زحل نگه كردند بر تربيع مشترى بوذ بر نظر نيم دشمنى نشايست يك نيمه از مقدار بعد كى دوازده است بر خانهء شرف زحل فزوذند تا شرف زحل [ در ] ميزان كا ( - ؟ 21 ) آمذ . و زهره چون اندر حوت بوذ بر مقابلهء عطارد ، هم‌چنين مقدار ( 111 ) بعد تمام بر فزوذند تا شرف زهره حوت كز ( - ؟ 27 ) شذ . و مرّيخ بر مقابلهء مشترى بوذ به نظر تمام دشمنى ، مقدار بعد تمام بر فزوذند مساوى بوذ با درجات زهره ، يك درجه بر فزوذند تا بجاى شرف زهره نرسذ و او را تباه نگردانذ پس شرف مرّيخ [ در ] جدى كح ( - ؟ 28 ) بوذ . و عطارد را چون سنبله خانهء او بوذ [ و جاى شرف ] و غايت قوت ميانگى هيچ زيادت و نقصان نكردند و بر حال [ خويش ] بگذاشتند . و شرف عطارد يه ( - 15 ) [ درجه از سنبله ] بوذ بماند . درجات نيّرين چون پانزده درجه سرطان كى شرف مشترى [ است ] بر خط مشرق نهاذند هژده درجه حمل ، بر وسط سما افتاذ و نشايست كى آفتاب از طالع عالم زايل بوذى چى بر وتد همىبايست از بهر قوت را يك درجه ديگر زيادت كردند تا شرف شمس ، حمل يط ( - ؟ 19 ) شذ . و اما قمر بر قدر بعد او از شمس و اول پيذا آمذن جايگاه شرف آمذ و هرچند وقت بوذ كى به دوازده درجه ببينند « 1 » . لكن [ اين ] بر حدّ عمل روية نهاذه‌اند بمطالع فلك مستقيم ، پس شرف قمر ثور ج ( - ؟ 3 ) آمذ . و رأس را شرف اندر جوزا نهاذند جايگاه صعود قمر و درجات مساوى درجات قمر ، و ذنب [ را ] اندر قوس جايگاه انحطاط و فروذ آمذن .

--> ( 1 ) . نسخهء اساس : « بينذ »