شهمردان بن أبى الخير رازى
95
روضة المنجمين ( فارسى )
موافقه ] از قبول ، و بهترين قبول از نسبت ، و نسبت از پنج گونه است . خانه و شرف و حد و مثلثه و صورت و اما اتصال بطبيعت از دو وجه است ، اوّل آنكه در درجاتى باشند متّفق در مطالع و دوم [ كى ] در برجهايى باشند متفق بساعات روز و از پيش ، اين نموذيم . انصراف : آنچه گفتيم چون سريع سير ببطى سير خواهذ پيوستن ذاهب الى الاتصال خوانند پس چون اتصال تمام شوذ و ازو برگردذ بيك دقيقه منصرف خوانند تا آنگه كه به نصف جرم اقلها جرما بگذرذ « 1 » يا كواكبى ديگر را ببينذ . نظر : ( 80 ) هفت گونه بوذ چنانك ياذ كردهايم دو تسديس و دو تربيع و دو تثليث و يك مقابله . نقل : از دو گونه است اول آنكه سريع سير از بطى السير برگردذ و بيكى ديگر پيوندذ پس طبع آن ستاره كه ازو برگرديذه باشذ بدين ستاره آورذ كه بذو همىپيوندذ . دوم آنك بيكى « 2 » پيوندذ ، ازو بطىتر و آن بطى ، بيكى ديگر پيوندذ كه ازو بطى سيرتر باشذ پس طبع سريع سير باتصال دوم نقل شوذ چون مريخ به مشترى و مشترى بزحل . مقارنه : آن بوذ كه دو ستاره يا بيشتر در يك برج باشند و قوت آن وقت دارذ كه ذاهب اليه گويند و اگر برج بگردذ و درجه [ و درجه « 3 » ] كمتر از پانزده تا نيمه جرم بوذ مقترن نخوانند « 4 » . جمع : آنست كه يك ستاره به دو و سه و يا بيشتر پيوندذ يا دو و سه بيكى پيوندذ بر آن اتصال كه بوذ پس نور ايشان همه جمع شوذ . قبول : آن بوذ كه دو ستاره بيكديگر پيوندذ و هريك در خانه يا شرف آن ديگر بوذ و يا [ بهتر آن بوذ كى ] هريك در خانه خويش باشند [ يا شرف ] چنانك عطارد از سنبله به مشترى پيوندذ در قوس و همچنين قبول نيز از جهت حد نيز بوذ و بعضى گفتهاند كه معنى قبول هر ستاره [ ى ] بگردذ چنانك آفتاب اتصال از قمر قبول كنذ چه نور با او مىدهذ [ و ] سعدان نظر يكديگر بپذيرند چه از يك جوهراند و زحل و مريخ نپذيرند چه متضادند پس چون نظر ممازجه بوذ چون تسديس و تثليث قبول بوذ و دليل كنذ بر سعادت .
--> ( 1 ) . در نسخهء قاهره : « بگذرد تا » ( 2 ) . در نسخهء اساس : « بيك » آمده است . ( 3 ) . در نسخههاى ديگر « و درجه » تكرار شده است . نسخه قاهره : « بگردد يا درجه كمتر از پانزده يا نيمه جرم بوذ » ( 4 ) . در نسخهء اساس : « خوانند »