شهمردان بن أبى الخير رازى

60

روضة المنجمين ( فارسى )

هزار ثانيه و قسط هر ساعتى صذ و نوذ و چهار هزار هزار و چهار صذ هزار رابعه بوذ و بطلميوس گفته است كه يك ساعت دويست و شصت [ هزار ] طرفه است و به كمتر از طرفه مىگردذ پس خلاف طبعها و حجتها ( 51 ) كه همىافتذ . و سبب آنك دو تن را متّفق نمىيابيم ازين همىافتذ . و بذانك ازين دوازده خانه پيوسته شش پيذا بوذ زبر زمين و شش پنهان فروذ زمين . و خانه [ هم ] چون تن و اندامست با جوهر و ستارگان سيّاره چون جان و روح [ اند ] يا نمو و حركت . خانها [ ى ] هفت ستارهء سياره از منطقة البروج : اين دوازده برج بر هفت بخشند اوّل از اسد تا آخر جدى در قسمت شمس كردند كه نيّر بزرگست و از دلو تا آخر سرطان اندر قسمت قمر كه نيّر كهتر است و اسد خانه شمس كردند مفرد ، و سرطان خانه قمر ، و ديگر ستارگانرا هريك دو خانه دادند ، زحل را جدى و دلو ، مشترى را قوس و حوت ، مريخ را حمل و عقرب ، زهره را ثور و ميزان ، عطارد را جوزا و سنبله و هفتم هر خانه را مقابل و نظير خوانند و بال آن ستاره بوذ چنان كه اگر خانه زبر زمين بوذ و پيذا ، و بال فروذ زمين [ باشد ] پنهان و اگر خانه از شرق برآيذ و بال بغرب فروذ روذ و معنى و بال پتياره است . نظر و اتصال برجها و ستارگان : اندر معرفت [ تقويم ] فصلى گفتم قدر كفايت ، و بذان كه بروج را اتّصال نبوذ و نظر باشذ و كواكب را هم نظر بوذ و هم اتّصال . و اتّصال از هفت گونه است ، دو تسديس كه فلك را بشش پاره كنند و دو تربيع كه فلك به چهار پاره كنند و دو تثليث كه فلك را به سه پاره كنند و مقابله كه به دو نيم كنند و اين اتّصال از دو گونه بوذ ايمن و ايسر ، ايسر آنست كه بر نسق طبيعى روذ بر توالى بروج از اوّل تا پنجم . و ايمن بخلاف اين است از اوّل تا نهم و مقابل از هردو جانب يكى بوذ . و مقارنه آن باشذ كه [ 52 ] هردو اندر يك برج و درج باشند و هر كوكبى كه سريع السير بوذ ببطى سير پيوندذ و بطى سير به او نه‌پيوندذ لكن نظر كنذ و رأس و ذنب را هيچ نظر و اتّصال نيست جز آن‌كه [ با آن درجه ] مقارنه بوذ و اين [ پيوستگى رأس و ذنب ] را مجاسده گويند .