محمد غازي ملطيوي

مقدمه 19

روضة العقول ( فارسى )

چنانك ، چندانك و . . . * در اين نسخه بيشتر جايها كجون مىنويسد و گويى نگارشى جز اين نمىشناسد . * و گاه حرف « پ » به تصريح با سه نقطه نگاشته مىشود : پارسى ، پوستين ، پادشاه . . . * محمّد غازى در فارسىنگارى خود به نكته‌اى بديع اشاره مىكند : « . . . در ابتدا چون در سخن شروع كردم ، در عبارت وصف و موصوف مىآمد ، چنان كه : سعادت كامل و سيادت شامل . طايفه‌اى از حليت فضيلت عاطل‌اند و از كيفيّت درايت غافل ، در وقت ايراد وصف و موصوف مىگويند : سعادت كامله و سيادت شامله ، و آن خطاست . سبب آنكه اگرچه الفاظ تازى است امّا تركيب پارسى است ، در عبارت پارسى تأنيث و تذكير نباشد ، از آن سبب كه چون الفاظ تازى را پارسى استعمال مىكنند ، بعضى را از آنچه شرط تازى است ترك روا مىدارند ، چنان كه الف و لام معرفه و تنوين و اضافت و امثال آن ، و بدين‌سبب نؤمن ببعض و نكف ببعض ، نتوانيم بود . پس چون تركيب الفاظ تازى به پارسى باشد در او تأنيث و تذكير و تنوين و معرفه و اضافت نيايد ؛ و من در اين كتاب ، بعضى مؤنّث را نعت مؤنّث كرده‌ام ، امّا به طبع آن را منكر بوده‌ام . . . و اين معنى از آن ايراد افتاد تا مقتبسان فرايد و مستفيدان فوايد اين قدر بدانند [ b 6 ] و اگر به جايى در اين كتاب ، ترك تأنيثى رفته باشد ، آن را قصد دانند . . . » - متن . ص 27 / 26 - راست آن است كه محمّد غازى در نگارش روضة العقول تكلّف و تصنّع را به نهايت رسانيده است ؛ و در كاربرد گونه‌هاى صناعات ادبى از سجع و ترصع و جناس و موازنه و . . . دريغ نورزيده است . از ويژگيهاى نثر محمّد غازى در روضة العقول به كار بردن انبوه واژگان تازى به معنى مصطلح و متداول احيانا روزگار خود اوست كه در متنهاى ديگر ، به مثل مرزبان‌نامه ، ديده نمىشود ، و وى در غايت چيره‌دستى و مهارت به انواع واژه‌سازى دست برده است به طورى كه مىتوان گفت به گونه‌اى افراط دست يازيده است .