مؤلف مجهول

38

رستم نامه ( فارسى )

( 116 ) . اوالعزم : چون سليمان ( ع ) از پيامبران اوالعزم - به مفهوم اصطلاحى اين تركيب - نيست . محتملا ، معناى لغوى آن ( صاحب عزم و ثبات ) مورد نظر بوده است . ( 126 ) . سلمان : مراد سلمان فارسى ، صحابى نامبردار پيامبر اسلام ( ص ) ، است و در اينجا به نماد انسان مسلمان و دين‌دار به كار رفته . ( 140 ) . گوهرنثار : صفت مناسب براى تخت مرصّع ، « گوهرنشان » است و « گوهرنثار » شايد به ضرورت قافيه آمده ، مگر اينكه آن را در معناى صفت مفعولى ( تختى كه بر آن گوهرنثار مىشود ) بدانيم . ( 183 ) . از مصراع دوم دو معنا استنباط مىشود : الف ) پنهانى از خدا يارى جست و به او پناه برد ؛ ب ) از روى شگفتى بناميزد گفت . ( 189 ) . سالار مجلس : ظاهرا به معناى رئيس امور تشريفات بزم و بار بزرگان و معادل مير مجلس است . ( 227 ) . يعسوب : به معنى زنبور نر است كه رهبرى زنبوران ديگر را برعهده دارد و از اين‌روى ، هر پيشوايى را هم يعسوب مىگويند . مطابق روايتى ، پيامبر ( ص ) به امام على ( ع ) فرموده‌اند : « يا على انّك سيّد المسلمين و امام المتّقين و قائد الغرّ المحجّلين و يعسوب المومنين . » « 2 » ( 236 ) . مهر تار : علاوه بر عشق ناپاك يا خورشيد ابر گرفته ، مىتواند ناظر بر « مهر تيره » در معتقدات نجومى كهن باشد . گذشتگان چون علّت كسوف را نمىدانستند ، از

--> ( 2 ) . « برخى از نامها و كنيه‌ها و القاب حضرت على بن ابى طالب عليه السلام » ، مهدى محقق ، نامهء انجمن ، صص 12 - 13 .