مؤلف مجهول

مقدمه 53

رستم نامه ( فارسى )

6 . « ي » به شكل « ئ » : نمائيد ، مجوئيد و . . . ؛ 7 . گذاشتن تشديد در موارد لازم ؛ 8 . « ا » به صورت « آ » : ادب - آدب ( بيت 314 ) ؛ 9 . آوردن « ا » در پايان برخى از كلمات مختوم به مصوّت بلند ، مثلا جنگجوا ( بيت 48 ) ، نكوا اعتقاد ( بيت 231 ) و نيكوا ( بيت 342 ) . اين شيوه در كتابت متون كهن فارسى ديده مىشود و براى نشان دادن اين نكته بوده است كه كلمه به مصوّت بلند پايان مىيابد نه مصوّت مركّب . « 1 » در قسمت دوم هم اين موارد نظرگيرتر است : 1 . « آ » به صورت « ا » : بساط اراى ؛ 2 . « گ » به شكل « ك » ؛ 3 . « يى » به صورت « ى » : ماهروى به جاى ماهرويى ؛ 4 . صرفه‌جويى در « و » ربطى ؛ 5 . « پ » به صورت « ب » : بسر / پسر ، بيش / پيش ، مىطبيدند / مىطپيدند ؛ 6 . در دو مورد « ب » به صورت « پ » : پيش / بيش ، پس / بس ؛ 7 . گذاشتن ضمّه روى آخرين حرف واژه‌اى كه پس از آن « و » ربط آمده است و حرف ماقبل آن « O » تلفّظ مىشود ، مثلا به امّيد عطاى او دد و دام ( بيت 85 ) ؛ 8 . در موارد بسيار معدودى بىنقطه بودن « ز » : گريدى / گزيدى ؛ 9 . چسباندن حرف نخست كلمه دوم - كه از نظر املايى منفصل از واژهء پيشين است - به حرف پايانى كلمه ماقبل ؛ براى نمونه ، حالو خبر / حال و خبر ، رفتاز / رفت از ؛ 10 . نوشتن « ه » كلمه در واژه‌هاى داراى صامت ميانجى : زنده‌گانى / زندگانى ؛ 11 . رعايت نگارش تشديد ؛ 12 . « ك » بدون سركش . كاتب نسخه كم‌سواد يا بىدقّت بوده است و اغلاط املايى فراوانى در كار او ديده مىشود ، مثلا خان به جاى ( خوان ) ، ذو الحماز ( ذو الخمار ) ، خيش ( خويش ) ، حياهو ( هياهو ) ، زيغم ( ضيغم ) ، خون‌خاره ( خون‌خواره ) ، غريب ( قريب ) ، تيمورس ( تيمورث / طيمورث ) در بخش اوّل و : سمين ( ثمين ) ، گلذار ( گلزار ) ، طلاطم ( تلاطم ) ، حلال ( هلال ) ، خوانه ( خانه ) ، بهر ( بحر ) ، فراغ ( فراق ) ، ذورق ( زورق ) ، صلاح ( سلاح ) ، حوا ( هوا ) و . . . . در قسمت دوم . از اين ميان مواردى مانند : حياهو ، زيغم ، سمين ، ذورق ، حوا و . . . . كه در آنها اشتباه در نوشتن حروف هم‌تلفّظ - در

--> ( 1 ) . دراين‌باره ، رك : « اطلاعاتى دربارهء لهجهء پيشين اصفهان » ، احمد تفضلى ، نامهء مينوى ، صص 94 - 95 متن و حاشيه .