مؤلف مجهول
مقدمه 41
رستم نامه ( فارسى )
نگارنده تا جايى كه در منابع مربوط بررسى كرده ، نام و نشانى از چنين گويندهاى نيافته است و از همين روى استنباط مذكور را تنها يك حدس كاملا احتمالى مىداند كه ردّ و تأييد قاطعانهء آن نيازمند استقصاى تامّ در همهء منابع تاريخى و ادبى ( اعمّ از چاپى و خطّى ) دورهء صفوى است . اين گمان نيز قابل طرح است كه شايد سراينده ناشناخته رستمنامه شاعر و ناظم معروفى نبوده و شاهنامهخوان ، نقّال يا داستانگزار و دفترخوانى باذوق بوده است كه از سر ارادت و اعتقاد دينى - مذهبى و تمايلات ملّى ، دو داستان از روايات عاميانه و شفاهى متداول در عصر خويش را به نظم كشيده است . به استناد كتابت هردو داستان مسلمان شدن رستم و معجزنامهء امام على ( ع ) در نسخهاى واحد و نيز برخى ويژگىهاى مشترك سبكى ، نگارنده حدس مىزند كه هردو بخش منظومه سرودهء يك ناظم ( بىنظير ؟ ) باشد . رستمنامه از منظومههاى سدهء 11 و 12 ه . ق است و به احتمال بسيار پس از سال 1038 ه . ق به نظم درآمده . قرينهء اين حدس ابيات پايانى بخش اوّل منظومه است كه ناظم به هنگام برشمردن شاهان و بزرگان در گذشتهء پيشين در ترتيب پادشاهان معاصر خويش پس از خاقان خلدآشيان ( شاه اسماعيل صفوى ) و شاه تهماسپ از شاه عبّاس نام مىبرد و اين نشان مىدهد كه منظومه را پس از مرگ شاه عبّاس ( 1038 ه . ق ) سروده است : كجا رفت خاقان خلدآشيان * به هم برزن مذهب سنّيان چه شد شاه طهماسپ فردوسجاه * چه بهره رسيدش ز خيل و سپاه چه شد شاه عبّاس جنّتمكان * كجا رفتهاند مهتران جهان ( ابيات 379 - 381 ) او در مقدّمهء منظومه از مهتر زمان خود با عنوانها و اوصاف كلّى « سلطان حشمتمدار » و « خسرو نامدار » ياد كرده ( رك : ابيات 91 - 95 ) و به تصريح ، نام