محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني

62

دستور الوزاره ( فارسى )

مرافق خانه و احوال آن محيط باشد بر كران « 1 » سروران . و هم از غايت اتلاف و تبذير بر آن وزير انكارى كردند كه « لا خير فى السّرف » * 93 او جواب چنين داد كه « لا سرف فى الخير » . گفت اشاعت خيرات و اذاعت مبرّات موجب اكتساب سعادت دو جهانى است و توفّر بر استظهار چنين ذخيره از مواجب باشد . ابو محمّد المهلبىّ « 2 » * 94 منصب وزارت ابا عن جدّ ميراث داشت و اجداد او جمله از اماثل كرام و افاضل انام بودند وقتى از قضاى آسمانى تخت‌بند « 3 » تقدير يزدانى گشت و به سبب جريمه‌اى كه از وى در وجود آمد « و لكلّ جواد عثرة » * 95 او را محبوس و مقيّد گردانيدند شاعرى در حقّ او قطعه‌اى گفت درو « 4 » فرستاد او را بر عفو بديهه هيچ مكنت مكافات او متأتّى « 5 » نمى [ بود ] اين دو بيت بگفت و بر پشت رقعه نوشت : ( شعر ) الجود طبعى و لكن ليس لى مال * و كيف يسمح من بالقوت يحتال هذاك خطّى فخذه منك تذكرة * الى اتّساع فلى فى الغيب آمال * 96 بدين فال نيكو كه از منبع بيان به زبان خامه ايراد كرد « و الفال على ما جرى » * 97 هم در ناف « 6 » هفته لطيفهء فضل ربّانى پردهء ابر شبهت و ريبت از پيش خاطر خليفه برداشت او را به مرتبت و منقبت خود باز رسانيد . چون اسباب راحات متّصل گشت و انواع عاهات « 7 » منفصل ، منشى آن قطعه را باز جست و او را اقطاعى فرمود كه موادّ آن نعمت هنى « 8 » ، ابد الدهر باقى ماند و موجب تخليد ذكر « 9 » آن صاحب كافى گشت . و مثل اين واقعه آنست كه در عهد امويان ، حجّاج - عليه ما يستحقّ به - سبط « 10 » مهلّب * 98 بن ابى صفره « 11 » را كه از كبار بيوتات « 12 » قديم بود در مششدر مصادره كشيده بود به بيور « 13 » هزار دينار مطالبت مىكرد و به شدايد عذابهاى مولم و شكنجه‌هاى موجع ، معاتب و معاقب مىداشت تا آنچه او را در اناء وسع و وعاء طاقت گنجيد و بر

--> ( 1 ) . چنين است متن ( ؟ ) ( 2 ) . متن : المهلى . ( 3 ) . تخت‌بند : گرفتار ، بندى ، پاىبند . ( 4 ) . چنين است متن ( ؟ ) ( 5 ) . متأتّى : آماده ، ممكن ، حاصل ( منتهى الارب ) . ( 6 ) . ناف هفته : كنايه از روز سه‌شنبه است . ( برهان ) ( 7 ) . عاهات : آفتها و سختيها . ( 8 ) . هنى : گوارا . ( 9 ) . تخليد ذكر : جاودانگى نام و شهرت . ( 10 ) . سبط ( به كسر ) : نواده . ( 11 ) . متن : ابى صفر . ( 12 ) . بيوتات جمع بيوت ، جمع الجمع بيت : خاندانهاى بزرگ ، نجبا . ( 13 ) . بيور : ده هزار .