محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني
31
دستور الوزاره ( فارسى )
باب سوم در افتقار پادشاه كشورگشاى به وزير ممكّن صاحبراى پوشيده نيست كه نظام معالم عالم و استقامت امور بنى آدم به حسن عاطفت و صدق رعايت و عنايت پادشاه عادل منوط است تا به مهابت شمشير آبدار آتشبار ، خاكساران باطلپيشه را به باد سياست برمىدهد . ما يزع بالسلطان اكثر ممّا يزع بالقرآن * 1 و به قوّت شوكت و بسطت مهابت استيلاى حاكم از محكوم ، و تعدّى ظالم از مظلوم دفع مىكند فالمكافات فى الطبيعة اوجه * 2 ( شعر ) و وضع النّدى فى موضع السيف بالعلى * مضرّ كوضع السيف فى موضع النّدى * 3 تا مفسدان از گوشمال الادب لا يضرّ * 4 ماليده و نالان مانند . ( مصراع ) فالشّرّ بالشّرّ دفعه يجب * 5 و مصلحان در رياض امن و راحت باليده و شادان گردند فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ * 6 كه بىسياست پادشاه كه ظلّ آفريدگار است ، زهاب مصالح رعايا مكدّر و نهال معاش و انتعاش ايشان پژمرده ماند لو لا السلطان لاكل بعضهم بعضا * 7 ( شعر ) با رعيّت به عدل بايد زيست * پادشا را ز عدل بهتر چيست ؟ حكايت - آوردهاند از فضيل عياض * 8 كه در غياض « 1 » الفقر فخرى * 9 دم درويشى زده بود و در رياض ربّ أشعث اغبر * 10 بسى نخجير رياضت در كمند مجاهدت كشيده از مشكات « 2 » كشفى كه او را بوده است اين در در رشته بيان كشيده است كه اگر مرا دعايى مستجاب باشد در سراسر عمر الّا به روزگار بزرگوار پادشاه عادل
--> ( 1 ) . غياض : جمع غيضه : بيشه و جنگل . ( 2 ) . مشكات : آلتى كه در آن چراغ و قنديل گذارند .