محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني

20

دستور الوزاره ( فارسى )

بحقّ محمّد و آله الطاهرين ، و هذه فهرست : باب اوّل : در سبب [ تأليف ] كتاب و شيوهء رتبتش و ذكر [ حال ] مصنّف و موجب غربتش . باب دوم : در [ ذكر ] كمال فضل و فضايل ملك الوزراء و عوارف شمايل و لطايف خصايل او مدّظلّه . باب سوم : در افتقار پادشاه جهانگشاى به وزير صاحب راى . باب چهارم : در مآثر و مفاخر وزراى ماضيه و المعيّت و اريحيّت ايشان در نشر عوايد و فوايد . باب پنجم : در فضل خلفاى ماضى و غابر « 1 » و اقبال ايشان بر اكتساب هنر و اختيار وزراى فاضل و ندماى صاحب معنى و اشعار و اخبار ايشان . باب ششم : در فضل ملوك و اخبار و اشعار ايشان كه در صحايف روزگار مخلّد و مؤبّد مانده است . باب هفتم : در حزم و تيقّظ وزير در خدمت پادشاه و مراعات اوقاتش در حال سخط و رضا . باب هشتم : در هدايا و آنچه شايستهء پادشاه باشد و به فال پسنديده‌اند و ارداف « 2 » آن قانون اسلاف دستور خود ساخته آيد . باب نهم : در نشر فضايل نفس و حصر رذايل آن تا بر اين اقدام نمايد و از آن احجام « 3 » كند . باب دهم : در تدبير المملكة كه نظام الملك قدّس اللّه روحه در آينهء تجربت به نظر شهامت تصور كرده بود و زبدهء كليّات از هر جزوى به سلطان فرستاد و بسى مراسم پادشاهى از مناهج اوامر و نواهى در آن مدرج است .

--> ( 1 ) . غابر : گذشته . ( 2 ) . ارداف : جمع ردف ( به كسر ر ) نشيننده سپس سوار ، هرچه تابع چيزى باشد . ( 3 ) . احجام : بازداشتن ، بازگرديدن از بيم .