ميرزا مهدى نواب طهرانى

66

دستور الأعقاب ( فارسى )

[ چون اسمى از معتمد الدوله منوچهر خان در ميان آمد . . . ] چون اسمى از معتمد الدوله منوچهر خان در ميان آمد اشارتى از احوال او بر سبيل اجمال خالى از مناسبت نباشد . حضرتش از بندگان مملوك خاقان علييّن آشيان و از بزرگ‌زادگان تفليس است . قامت قابليّتش نما يافتهء آبيارى تربيت آن حكيم پادشاه ذى جاه است بنا به حسن سجيّت و خلوص نيّت و صدق چاكرى از همگنان مزّيت و برترى جست . مقام ايچ آقاسى باشىگرى حرم محترم پادشاهى كه مشتمل بر خواتين متعدده و خاصگان متكثره كه از هفتاد و هشتاد بيش و زياده بودند هريك را حشمت و دولتى كه مافوقش متصوّر نبودى و بيش از دويست خواجه‌سراى با زيب و زينت و با مجد و رفعت و زياده از دو هزار خدمه و غلام بچگان كه رسم سلاطين با شوكت و آئين است اختصاص يافت ، بر ملك « 1 » گيلان كه اعظم و انفع ممالك محروسهء ايران است والى و حكمران گرديد . دولت و روعتى اعتبار و حشمتى يافت كه جهانيان را محسود گشت . ضياع و عقار جداول مياه و انهار معتبره دار الخلافه و ساير بلاد را مالك شرعيّه به استحقاق گرديد . تجّار و سوداگران اطراف جهان به وديعه و قرض الحسن او احتشاد و اعتبار تمام يافتند داير مدار معاملات كليّه گرديدند . طوايف مختلف از رعيّت و سپاهى و ارباب قلم و اصحاب زبان و بنان و دانش در ظل احتشامش صاحب نان و نام و داراى اعتبار و قوام گشتند : ز بار همّت او گشت گوئى * به اين كردار پشت چرخ چنبر

--> ( 1 ) . م : ندارد .