ميرزا مهدى نواب طهرانى

56

دستور الأعقاب ( فارسى )

[ چون ذكرى از ننگ امارت رفت . . . ] چون ذكرى از ننگ امارت رفت « 1 » [ اشارتى از مجارى حال و كماهى احوال او درين فصل خالى از خلل است . ميرزا نبى خان پسر حاجى عابدين بيك است كه او پسر دلّاكى از رعاع النّاس علىآباد مازندران است . صاحب ديوان آقاى علىآبادى در طى قصيده‌اى در شكايت دنى دنيا فرمايد : غلام‌زادم كش داغ هندوئى به سرين * ز من گذاره كند چون نبيرهء مهراج به صدر مسند جنبان همى بود گويى * به اندرونش فشردند زيبق رجراج در دورهء جهاندارى جهان پادشاه آقا محمد خان قاجار رسم امير الامرائى و اختيار مقرّ پادشاهى به ميرزا محمّد خان قاجار دولّو مقرر و مفوض شد . علىآباد به تيول حضرتش معيّن بود . عابدين را به خدمت دلّاكى او آوردند به مرور ايام و به مواظبت خدمت مقام اعتنا و اعتبار حاصل نمود . خدمات ديگر را مباشر گشت . به صندوق دارى و محلّ اعتماد رسيد . مالى فراوان فراهم آورد . از خدمت كناره گرفت . به قزوين توطّن جست . شغل سمسارى اختيار نمود . ميرزا نبى را چون صبى بگذشت و اوّل نما بيامد ، لايق معاشرت و قابل معاشرت گشت . صورتى نيكو و خلقتى پسنديده و خلقى آرميده داشت . با دوستان خود خوش بساختى . نرد خلاف با رنود و اجلاف آن حدود نباختى . تمنيّات هركس انجاح و مستدعيات هركرا انجام داشتى ، دوستان

--> ( 1 ) . در نسخه ح : ذكرى از ميرزا نبى خان رفت . در اين نسخه مطلب داخل [ ] وجود ندارد .