ميرزا مهدى نواب طهرانى
32
دستور الأعقاب ( فارسى )
أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً « 1 » ، كتب تواريخ و سير برين مدّعا حاكى و ناطق است . * * * [ حاجى ابراهيم پسر . . . ] حاجى ابراهيم پسر حاجى هاشم شيرازى است . كدخداى صنف بزّار و ريش سفيد محلّى از محلات شيراز بود . معروف است كه جدّ اعلاى او در فتنه افاغنه و غلبه به فارس نمايندهء متعديان افغان شد . نزد هركس و به هرجا كه چيزى دانستى بنمودى ، به اين عمل اعتبارى يافت و اعتنائى حاصل داشت . در استيلاى نادر شاه افشار و زمان دولت او كه روزنامهء فترت بود ، غالب خلق خلاف وضع و قانون خويش پيش داشتند خروج از طريقه و زىّ را طريق خويش به جرم فساد و گناه افساد بينندگانش را عاطل و از صورت بينائى باطل خواست ، درين دو انقلاب مورد حسابى واقع گشت . پس از فوت عليمراد خان زند و ملوك الطوايف جوانان ناپسند آن قوم ، جعفر خان به سرورى برخاست . و در فارس به خودسرى بنشست . همچنانكه در ايّام انقلاب و زمان سستى فرومايگان زير دست زبردستى طلبند و از بزرگ مردان زمان برترى خواهند ، حاجى ابراهيم كه همواره طالب مناصب و راغب ارتقاى مدارج بود به اقدام در خدمات و پيشى و پيشگيرى در مرجوعات منصب كلانترى يافت . در اين خلال رايت دولت بىزوال قاجار ارتفاع يافت ، آوازهء بأس و شوكت جهان پادشاه آقا محمد خان عالميان را مسلم گشت . حاجى
--> ( 1 ) . سورة النمل ، آيهء 34 .