مولانا محمد بن احمد بيغمى

مقدمه 10

داراب نامه ( فارسى )

شش دفتر يا شش مجلد از دارابنامه است نه يك مجلد در شش دفتر و ظاهرا آنچه ازين كتاب موجودست شش دفتر يا شش مجلد اول آنست و گويا باقى كتاب يا اصلا تحرير نشده و يا از ميان رفته باشد زيرا از پايان نسخهء موجود چنين برميآيد كه داستان ناتمامست . دربارهء نسخهء اين داستان مجددا توضيحاتى در تعليقات كتاب خواهم داد و فعلا براى آنكه خوانندهء گرامى نمونه‌هايى از آن در دست داشته باشد تصوير صحائفى از آن بتوضيحى كه در ذيل هريك مىبينيد نقل مىشود . كتاب موجود غير از فايدهء داستانى آن داراى فوايد كثير لغوى ، دستورى ، انشايى است ؛ و نيز منبع سرشارى از اطلاعات دربارهء مسائل اجتماعى و تاريخى جامعهء ايرانى در ادوار گذشته است و از اين همه فوايد و اطلاعات در تدوين تعليقات كتاب تا آنجا كه مقدورست استفاده خواهد شد . از نكته‌هايى كه فعلا اشارهء به آنها را لازم ميدانم يكى آنست كه تحرير ديگرى از داراب‌نامه در دست داريم كه از آن چند نسخه در هندوستان و ايران و كتابخانهاى فرنگ موجودست . آن تحرير كه ظاهرا پيش از تحرير حاضر صورت گرفته ، و نويسندهء اين سطور آن را هم براى چاپ حاضر كرده است ، از داستانگزاريست بنام ابو طاهر بن حسن بن على بن موسى الطرسوسى ( يا : الطرطوسى ) . اين دو تحرير از حيث داستان باهم اختلافات بسيار دارند ، چنان كه مسلما تحرير طرطوسى ( يا طرسوسى ) متأثرست از روايات يونانى و سريانى ، و حال آنكه تحرير « بيغمى » يعنى دارابنامهء حاضر متأثرست از روايات ايرانى پيش از اسلام و دورهء اسلامى . علاوه برين شيوهء نثر طرطوسى كهنه‌تر و شيوهء نثر بيغمى نوتر و روانتر به نظر ميرسد . نكتهء ديگر آنكه اين كتاب به نحوى كه فصل‌بندى كرده‌ام تحرير نيافته بلكه تمام داستان بدون انقطاع و انفصال پشت سر هم نوشته شده و علائم فارقى