فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول

خوابگزارى 2

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )

باب اندر خبرها كه از پيغمبر آمده است گفتند يا رسول اللّه مژده‌آوران كدامند ؟ گفت پيغامبرى كه بردارد و مژده‌آوران بمانند . گفتند آن مژده‌آوران كدامند و كيانند ؟ گفت آن خواب نيك است كه مؤمن بيند يا از بهر او كسى را نمايند ، و گفت هيچ كس نيست از شما كه اندر خواب چيزى بيند يا از بهر او كسى بيند الّاك اين به دو خواهد رسيدن از نيك و بد . پيغمبر عليه السّلم چون از نماز بامداد فارغ شدى مردم را گفتى هر كه خوابى ديدست بگويند . ايشان همىگفتندى و پيغامبر عليه السّلم تفسير همىكردى و گفتى هر آن كسى كه به‌خوابى نيك نگرود به خداى [ a 1 ] و پيغمبرش نگرويده باشد . و مردى از ياران مردى كه بر طهارت خفته بود از نيكان و خواب نيك بيند دوست‌تر دارم از آنك هزار دينار به صدقه دهم ، از بهر آنك مژده بود . و گويند كه پيغمبر عليه السّلم اندر سفرى بود . سه روز او را هيچ‌كس از هيچ خواب نپرسيد . پيغمبر گفت چرا از من خواب نمىپرسيد ؟ گفتند اى پيغمبر خدا ما هيچ خواب نديدم « 1 » . پيغمبر گفت خواب نيك چون ببينيد و ناخنان شما همه چرك گرفته و دراز شده ! و خوابها بسيارست كه خداى تعالى پيغمبر را تعبير آن فرموده است . باب اندر درست شدن خواب و خطا گشتنش پرسيدند امير المؤمنين على را ، رضى اللّه عنه ، كه چرا خواب وقتى درست گردد و

--> ( 1 ) - كذا در اصل ، ظ : نديديم .