فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول

مقدمه و معرفى 20

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )

دستهء ديگر لغاتى است كه تغييرات شكلى و صوتى در حروف آنها ديده مىشود ؛ مانند اوام ، اوشان ، باشگونه ، بيران ، پافتاوه ، پيلسوفان ( فيلسوفان ) ، دست ابرنجن ، شنبد « 1 » ( شنبه ) ، كستى ( كشتى ) ، گرچ ( گچ ) ، هنبان ، دشنگى ( تشنگى ) ، شفتالوا « 2 » ( شفتالو ، شفتالود ) ، درياب ( دريا ) . بطور كلى تبديل حروف در اين كتاب متعدد و وجوه اشهر آن عبارت است از : تبديل واو به با : بيران ، بيرانه ، نابدنانها ، نانبا ، نبيسد . تبديل باء به واو : پاورنجن ، خياروارنگ ، دست‌آورنجن ، گرماوه ، وا ، ياود تبديل تاء به دال : دشنگى تبديل هاء به دال : شنبذ تبديل نون به ميم : همباز تبديل الف به هاء : هنباز ، هنبان يك مورد درين متن « يام » ( ص 52 ) استعمال شده و اگرچه مطلقا تكرار نشده است حدسى زده‌ام كه ظاهرا لهجه‌اى و صورتى از « يا هم » است و در تعليقات ( ص 428 ) شاهدى بر آن از « تاريخ قم » نقل كردم . بعد كه به عجائب المخلوقات طوسى نگريستم ( نسخهء مورخ 884 آن متعلّق به دكتر اصغر مهدوى ) مواردى پيدا كردم كه همين استعمال را مكرّر دارد از جمله : « گفت زنان بيشتر يام مردان » ( ص 299 ) . افعال « ها گرفت » ( 106 ، 274 ) بوديت ، بوديتيان ، نگفتيديت ( ص 47 ) از استعمالات مخصوص قرون پنجم و ششم نيز در اين كتاب به كار رفته .

--> ( 1 ) - در بحر الفوائد چاپ دانش پژوه ( تهران ، 1345 ) نيز استعمال شده است ( ص 403 ) . ( 2 ) - در تأويل اين نوع استعمال به منظور درست تلفظ كردن حرف آخر گفته‌اند كه تقليدى از عربى است مانند قراءت قالوا و جز آن . اين نوع استعمال در عجائب المخلوقات طوسى به كثرت ديده مىشود مانند : دمروا ، زيلوا ، رفوا ، زانوا . در كتاب « دستور دبيرى » چاپ عدنان ارزى ( انقره ، 1962 ) عبارتى بدين شرح آمده است : « و از آن كلمه يكى آن است كى گلو و ابرو در پارسى بى الف نويسند و در تازى هرچ واو ازو گسسته باشد چون نصروا به الف نويسند » .