على اكبر دهخدا

1645

امثال و حكم ( فارسى )

نه از بهر مكافات گفتم در جهان چه زشتتر گفت دو چيز تندى از پادشاهان و بخيلى از توانگران گفتم اصل تواضع چيست گفت روى تازه داشتن و به آخر از خود خوش بودن گفتم تدبير از كه پرسم گفت از آنكس كه سه خصلت در وى باشد دين پاك و محبت نيكان و دانش تمام گفتم نيكوئى به چند چيز تمام شود گفت بتواضع بىتوقع و سخاوت بىمنت و خدمت بىطلب مكافات گفتم چيست كه ديگرى از آن مستغنى نيست گفت سه چيز خردمندان را مشاورت با دانايان و مرد حرب [ را ] اگرچه نيرومند بود از حيلت و بازى و زاهد [ را ] اگرچه پرهيزكار بود از عبادت گفتم چيست كه مردمان او را بدان دوست دارند گفت سه چيز در معامله ستم نا كردن و دروغ ناگفتن و به زبان كسى را نرنجانيدن گفتم اگر علم آموزم چه يابم گفت اگر خرد باشى بزرگ و نامدار گردى اگر مفلس باشى توانگر گردى و اگر معروف باشى معروف‌تر گردى گفتم مال از بهر چه باشد گفت تا حق‌هاى مردم از گردن خويش بگزارى و ذخيره از براى پدر و مادر بفرستى و توشهء عقبى از بهر خود بردارى و دشمن را دوست گردانى و با دوست و دشمن مواسا كنى گفتم هيچ چيز نباشد كه نخورند و تن را سود دارد گفت صحبت نيكان و ديدار يار و جامهء نرم و حمام معتدل و بوى خوش . ترجمه از پهلوى . نقل از كريستوماثى شفر . قال بزرجمهر . ما ورثت الآباء الابناء شيئا افضل من الادب لانها تكتسب المال بالادب و بالجهل تتلفه فتقعد عدما منهما . عيون الاخبار . قيل لبزرجمهر : العلماء افضل ام الاغنياء ؟ فقال : العلماء ، فقيل له : فما بال العلماء بابواب الاغنياء اكثر من الاغنياء بابواب العلماء ؟ فقال : لمعرفة العلماء بفضل الغنى و جهل الاغنياء بفضل العلم . عيون الاخبار . قيل لبزرجمهر : بم أدركت ما ادركت من العلم ؟ فقال : ببكور كبكور الغراب و حرص كحرص الخنزير و صبر كصبر الحمار . عيون الاخبار . قال سلمان : علم لا يقال به ككنز لا ينفق منه . عيون الاخبار . كتب كسرى الى بزرجمهر و هو فى الحبس : كانت ثمرة علمك أن صرت بها اهلا للحبس و القتل ، فكتب اليه بزرجمهر : أما ما كان معى الجد فقد كنت انتفع بثمرة العلم فالان اذ لا أجد فقد صرت انتفع بثمرة الصبر مع انى كنت فقدت كثير الخير فقد استرحت من كثير الشر . عيون الاخبار . قال بزرجمهر : من صلح له العمر صلع له التعلم . عيون الاخبار . قال سلمان : لو حدثت الناس بكل ما اعلم لقالوا رحم اللّه قاتل سلمان . عيون الاخبار .