على اكبر دهخدا
1571
امثال و حكم ( فارسى )
قرار بر آن شد كه خسرو پنجاه « سنتنارى » نقدا و سالى پنج سنتنارى دائما از روميان بگيرد و در عوض از تعرض بدولت روم صرفنظر كند و پس از گرفتن نوا و ضمانت معتبر از سفرا با لشگر خويش بايران مراجعت كند تا سپس سفراى جديد ژوستينين نزد وى آمده شالودهء صلح دائم و استوار بريزند . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . [ پس از تصرف شهر آپامى ] يكى از مردمان شهر نزد خسرو شكايت برد كه سربازى ايرانى بخانهء وى رفته و قصد دستدرازى به دختر او داشته است خسرو از اين خبر برآشفت و فرمان كرد فورا سرباز را . . . در اردو بدار زنند . اهالى چون اين خبر را شنيدند بر در سراى خسرو گرد آمده متفقا فرياد كشيدند و رهائى سرباز را استدعا كردند خسرو بايشان وعده كرد كه محكوم را به آنان ببخشد لكن به زودى واداشت او را پنهانى بكشتند . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . روميان در مقابل دشمن [ در مقابل سردار ايرانى « نابد » در جنگ انكلون ] مقاومت نكرده پا بگريز نهادند و اصلا بفكر نيفتادند كه براى حفظ آبرو و حيثيت خود ايستادگى و مقاومت نشان دهند . . . روميها و مخصوصا سرداران ايشان بتصور اينكه دشمن مشغول تعاقب آنهاست بدون لمحهاى توقف ميگريختند و براى آنكه زودتر از معركه جان بدر برند با فرياد و تازيانه اسبهاى خود را ميراندند و از فرط اضطراب و تشويش خود و زره و ساير سلاح خويش را به زمين مىافكندند زيرا جرئت صفآرائى و مقابلهء با ايرانيها را نداشتند و تمام اميدشان به قوت پاى اسبان بود . باينجهت بقدرى به آن حيوانات فشار آوردند كه حتى يكى از آنها جان بسلامت نبرد يعنى وقتى فرمان توقف داده شد همه بر زمين افتاده و در حال سقط شدند . . . اسلحه و اسبان بارى روميان كه بچنگ ايرانيان افتاد به حدى بود كه ميگويند مبلغى بر ثروت دولت ايران افزود . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . خسرو گفت در حال حاضر عقد هيچگونه معاهدهاى امكانپذير نيست و راه حل قضيه آنست كه صلح موقتى برقرار گردد تا نمايندگان طرفين بىترس و رعبى آزادانه بتوانند بهر دو طرف آمد و رفت كنند و پس از رفع اختلافات فعلى معاهدهء صلح بسته شود . و ضمنا براى برقرارى صلح موقت لازم است امپراطور مبلغى بايران بپردازد و طبيب دربارى خود تريبونوس را نيز نزد ما فرستد . . . ژوستين فورا پيشنهاد شاهنشاه را پذيرفته پانصد « سنتنارى » وجه نقد با طبيب مذكور بدربار خسرو فرستاد . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . ايرانيان از حيث رسوم و عادات مردمانى عجيب هستند و در مراعات قوانين زندگانى روزانه