على اكبر دهخدا
1567
امثال و حكم ( فارسى )
اما بر دشمنان خود غضب خواهد نمود * تورية . كتاب اشعياء نبى . آركاديوس با آنكه در ساير مسائل عقل و درايتى بسزا نداشت انديشهء عاقلانه كرد كه هم جان پسر خود را از خطر رهانيد و هم تخت سلطنت را محفوظ داشت يعنى در وصيتنامهء خويش تئودوسيوس صغير را جانشين خود و وارث تخت و تاج روم قرار داد و يزدگرد شاهنشاه ايران را ولى و قيم او ساخت و از وى تقاضا كرد تا در حفظ جان و سلطنت او كوشش و مراقبت فرمايد . . . و چون وصيتنامهء آركاديوس به يزدگرد پادشاه ايران رسيد كرامت و بزرگوارى شايان دقتى از خود نشان داد . يعنى چنان كه آركاديوس از وى تمنا كرده بود تئودوسيوس را بفرزندى پذيرفت و سياست خويش را براساس صلح دائمى با دولت روم نهاد و به سناى روم نوشت كه سمت ولايت و سرپرستى امپراطور جوان را بر عهده خود گرفتهام و هركس بر خلاف او برخيزد بكيفر خواهد رسيد . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى : تئودوسيوس ، سردار مشرق آناتوليوس را تنها و منفرد به سمت سفارت نزد ايرانيان فرستاد و چون باردوى ايران نزديك شد از اسب فرود آمده مسافتى را پياده طى كرد تا نزد بهرام رسيد . بهرام وقتى كه دانست مشار اليه سردارى رومى است از اينهمه تكريم و خضوع او سخت متأثر شده و فورا عنان بگردانيد و سپاهيان او نيز بتبعيت از خاك روم خارج شدند و همين كه بسرحد مملكت خود رسيد سفير را با حرمتى فراوان بپذيرفت و معاهدهء صلح را چنان كه سردار ميخواست قبول كرد و تنها يك شرط بر آن افزود كه هيچيك از دو دولت در سرحدات مجاور خاك يكديگر حق احداث قلاع نداشته باشند . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . ايرانيها قانونى وضع كردند كه وقتى در سرزمين بيگانه بجنگ مشغولند هرگز بتعاقب دشمن نپردازند و هرچند دشمن را بقهر و غلبه منهزم كرده باشند در پى او بداخلهء مملكت نروند . پرهكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . قاعده و رسم ايرانيان اين بود كه هرگز كسى را از طبقات عامه بسلطنت انتخاب نميكردند جز آنگاه كه خانوادهء شاهى يكباره منقرض شده باشد . پروكپ . نقل از ترجمهء آقاى م . سعيدى . كمى بعد قباد از « آمد » بيرون رفت و هزار نفر سپاهى را بسركردگى مردى موسوم به « گلون » در آنجا بمحافظت گذاشت و جمعى از اسراى شهر را هم به خدمت و تهيهء ما يحتاج آنان گماشت و با لشگريان و اسرا بسوى ايران رفت . رفتار قباد با اين