على اكبر دهخدا
1564
امثال و حكم ( فارسى )
يعقوبرا فديه كرده است و خويشتن را در اسرائيل تمجيد خواهد نمود . . . خداوند بمسيح خويش يعنى به كورش كه دست راست او را گرفتم تا بحضور وى امتها را مغلوب سازم و كمرهاى پادشاهانرا بگشايم * تا درها را بحضور وى مفتوح نمايم و دروازها ديگر بسته نشود چنين ميگويد * كه من پيش روى تو خواهم خراميد و جاهاى ناهموار را هموار خواهم ساخت * و درهاى برنجين را شكسته پشت بندهاى آهنين را خواهم بريد * و گنجهاى ظلمت و خزاين مخفى را به تو خواهم بخشيد تا بدانى كه من يهوه كه ترا به اسمت خواندهام خداى اسرائيل ميباشم * بخاطر بندهء خود يعقوب و برگزيدهء خويش اسرائيل هنگاميكه مرا نشناختى ترا باسمت خواندم و ملقب ساختم * من يهوه هستم و ديگرى نيست و غير از من خدائى نى * من كمر ترا بستم هنگاميكه مرا نشناختى * تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند كه سواى من احدى نيست * من يهوه هستم و ديگر نى * پديدآورندهء نور و آفرينندهء ظلمت * صانع سلامتى و آفرينندهء بدى * من يهوه صانع همهء اين چيزها هستم * اى آسمانها از بالا ببارانيد تا افلاك عدالترا فروريزد و زمين بشكافد تا نجات و عدالت نمو كنند و آنها را با هم بروياند زيرا كه من يهوه اينرا آفريدهام * واى بر كسى كه با صانع خود چون سفالى با سفالهاى زمين مخاصمه نمايد * آيا كوزه بكوزهگر بگويد چه چيز را ساختى يا مصنوع تو دربارهء تو بگويد كه او دست ندارد * واى بر كسى كه به پدر خود گويد چه چيز را توليد نمودى و بزن كه چه زائيدى * خداوند كه قدوس اسرائيل و صانع آن مىباشد چنين ميگويد دربارهء امور آينده از من سؤال نمائيد و پسران مرا و اعمال دستهاى مرا به من تفويض نمائيد * من زمين را ساختم و انسانرا بر آن آفريدم * دستهاى من آسمانها را گسترانيد و من تمامى لشگرهاى آنها را امر فرمودم * من او را به عدالت برانگيختم و تمامى راههايش را راست خواهم ساخت * شهر مرا بنا كرده اسيرانم را آزاد خواهد نمود اما نه براى قيمت و نه براى هديه * يهوه صبايوت اينرا ميگويد خداوند چنين ميگويد حاصل مصر و تجارت حبش و اهل سبا كه مردان بلندقد ميباشند نزد تو عبور نموده از آن تو خواهند بود و تابع تو شده در زنجيرها خواهند آمد و پيش تو خم شده و نزد تو التماس خواهند نمود گفت البته خدا در تو است و ديگر نيست و خدائى نى . . . مرغ شكارى را از مشرق و هم مشورت خويش را از جاى دور ميخوانم * من گفتم و البته بجا خواهم آورد و تقدير نمودم البته بوقوع خواهم رسانيد * اى سختدلان كه از عدالت دور هستيد مرا بشنويد * عدالت خود را نزديك آوردم و دور نميباشد و نجات من تأخير نخواهد نمود و نجات را جهت اسرائيل كه جلال من است در صهيون خواهم گذاشت . . . خداوند او را دوست ميدارد پس