على اكبر دهخدا
1392
امثال و حكم ( فارسى )
مال ما گل منار است مال مردم زير تغار . عيوب ما را باز گويند و از خود را نهان كنند . مال مردم را با مردم بايد خورد . مال مردم مال مردم است . تمثل : مكن زو ياد اگرچه مهربانست * كجا چيز كسان ز آن كسان است . ويس و رامين . مال مرده پس مرده ميرود . از مجموعهء امثال هند . رجوع به : فقرهء بعد شود . مال مرده عقب مرده ميرود . نظير : به صاحبش چه وفا كرد كه به من ( يا ) به تو ( يا ) به او كند . رجوع به : فقرهء بعد شود . مال مرده وفا ندارد . تمثل : مال ميراثى ندارد خود وفا * چون بناكام از گذشته شد جدا او نداند قدر هم كارزان بيافت * كه بكد و كسب رنجش كم شتافت . مولوى . مال مطلوب لعينه نيست . از فيه ما فيه . مال مفت از عسل شيرينتر است . مال مفت و دل بيرحم . نظير : سنگ مفت و كلاغ مفت . سنگ مفت ميوهء مفت . مال وقف است و تعلق بدعاگو دارد . هر كجا قاب پلو جوجه و كوكو دارد . . . ) رجوع به : آنمرحوم ديگر . . . ، شود . مال و ملكى كه بر گذر باشد نكند عاقل اعتماد بر آن . اديب صابر . مال همه مال است مال من ( يا ) مال تو ، بيت المال . مال خود را حفظ كنند و مال من ( يا ) تو را خورند . ماليات دولت نبايد زمين بماند . رجوع به : سوخت را بود كردن ، شود . مال يتيمان خورى پس چلهدارى كنى راه مزن بر يتيم دست بدار از چله . سنائى . رجوع به : لا تزن و لا . . . و رجوع به : نه به اين داريه . . . ، شود . مال يك جا ميرود ايمان هزار جا . چون مال كسى را بسرقت برند به بيگناهان نيز بدگمان شود . ماما آورده را مردهشو ميبرد . رجوع به : العادة طبيعة . . . ، شود . مامات من خيره و اصل و ماغات من ذكره حاضر . ( و . . . ) از مقامات حميدى . ماما كه دو تا شد سر بچه كج بيرون مىآيد . رجوع به : آبانبار شلوغ . . . ، شود . ما مذهب من المذاهب الا و للتناسخ فيه قدم راسخ . ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها . قرآن كريم . سورهء 11 . آيهء 8 .