على اكبر دهخدا

1276

امثال و حكم ( فارسى )

گر بمانديم زنده بردوزيم جامه‌اى كز فراق چاك شده ور بمرديم عذر ما بپذير اى بسا آرزو كه خاك شده . سعدى . ترجمه : لئن عشت و الايام اعطتنى المنى * لقد خطت ذيلا شقه البين و الهجر و ان مت فاعذرنى فيا رب منية * تراها ترابا ليس يذكره الدهر اين قطعهء عربى با قطعهء گر بمانديم زنده . . . الخ . در ديوان ابن يمين هم مضبوط است . نظير : اگر سعادت خدمت بچنگ باز آرم * تهى كنم دل رنجور خويش بربط وار اگر خلاف كند عمر بيش از اين شده‌اند * غريق بحر فنا همچون من هزارهزار . رضى الدين نيشابورى . گر زندگيست مانده بيابم مراد خويش * ور مانده نيست مرگ مرا عذرخواه بس . جمال الدين عبد الرزاق . گر بمحشر خطاب قهر كنند انبيا را چه جاى معذرت است . سعدى . رجوع به : اگر خداى نباشد . . . ، شود . گر بميرى و دشمنان بخورند به كه محتاج دوستان باشى ( مال گرد آر در نشيمن خاك * تا در اين كهنه خاكدان باشى . . . ) گر بنام بيدينى نيكوئى كنى بهتر تا بنام ديندارى فسق ورزى و عصيان ( بر خود آنچه نپسندى آن به ديگران مپسند * اينت گوهر مقصود اينت جوهر ايمان . . . ) ملك الشعراء بهار . گر بنده كنى بلطف آزادى را بهتر كه هزار بنده آزاد كنى ( صد خانه اگر بطاعت آباد كنى * به زين نبود كه خاطرى شاد كنى . . ) علاء الدوله سمنانى . گر بنگ خورى بنگ قزل كوه بخور ور باده خورى بادهء انبوه بخور . انبوه اسم محلى است . گر بود اشتر چه قيمت پشم را پشم بگزينى شتر نبود ترا . . . ) مولوى . گر بود خانه سيل و طوفان‌خيز نقش ديوار را چه پاى گريز . مكتبى . گر بود در ماتمى صد نوحه‌گر آه صاحب درد را باشد اثر ( . . . ور بود در حلقهء صد غمزده * حلقه را باشد نگين ماتمزده . ) عطار . رجوع به : آه صاحب درد را باشد . . . ، شود . گربه آمد و دنبه ربود . تمثل : چون حريص خوردنى زن خواه زود * ورنه آمد گربه و دنبه ربود . مولوى . نظير : خر رفت و رسن برد . گربه از بغل افكندن . فريب و دغل را ترك گفتن .