على اكبر دهخدا
1170
امثال و حكم ( فارسى )
قيامت كه بازار مينو نهند * منازل باعمال نيكو دهند . سعدى . قيامت گرچه دير آيد بيايد . از مجموعهء امثال فارسى طبع هند . قيامت هم به اين گرمى نيست . نظير : جهنم هم به اين گرمى نيست . قير در انگشترين ماند چو برخيزد نگين * ( بعد از اين آسايش از دنيا نبايد چشم داشت . . . ) سعدى . قيس و لبنى . عاشق و معشوقهء عربى . رجوع به : ليلى و مجنون ، شود . قيل لحكيم ما بال الرجل يتحمل الثقيل و لا يتحمل مجالسة الثقيل قال لان الحمل يشترك فيه الجوارح و ثقل الثقيل ينفرد به الروح . رجوع به : روح را صحبت ناجنس . . . ، شود . قيمت جوهر نداند كس به غير از جوهرى * ( شعرت آوردم بسوقات و بطنزم عقل گفت نزد موسى تحفه آورده است سحر سامرى * عقل خوش ميگويد اما عذر چاكر واضح است . . . ) ابن يمين . قيمت خون باباش ميگويد . نهايت گرانبها ميگذارد . قيمت در نه از صدف باشد * تير را قيمت از هدف باشد . سنائى . قيمت زعفران چه داند خر . گج . رجوع به : خر چه داند قيمت نقل . . . ، و رجوع به : آنكه بىچشم است . . . ، شود . قيمت شكر نه از نى است كه از خاصيت وى است . سعدى . رجوع به : آنجا كه بزرگ بايدت . . . ، شود . قيمت كالا نگردد كم بطعن مشترى * ( نعل اسبش را چه نقص ار خواند برجيسش هلال . . . ) سلمان ساوجى . قيمت و عزت كافور شكسته نشود * گر ز كافور به آيد بسوى موش پنير . ناصر خسرو . قيمة الرجال بالبابها و قيمة العبيد باربابها . نظير : سگ را شناسند بر وى خداوند . قيمة المرء ما يحسنه . على عليه السلام . قيمة كل امرء ما يحسنه . على عليه السلام . ارزش هر مرد باندازهء دانائى اوست . تمثل : يا لائمى دعنى اغال بقيمتى * فقيمة كل الناس ما كان يحسنه . ابن طباطبا علوى . قيمت هر آدمى به قدر همت اوست . شيخ ابو اسحق ابراهيم بن داود . از تاريخ گزيده . قيمت هميان و كيسه از زر است * بىزرى هميان و كيسه ابتر است . مولوى .