سيد جعفر سجادى
1466
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
قَبْليَّتِ دَهرى قَبليَّتِ مُكَمِّمَه قبليت سرمدى ( اصطلاحات فلسفى ) مراد تقدم دهرى و سرمدى و زمانى است رجوع به تقدم شود . قَبُول - ( اصطلاح فلسفى ) قبول بمعنى پذيرش و در اصطلاح فلسفه پذيرش اثر فاعل است كه متأثر و پذيرنده و را قابل گويند و مؤثر را فاعل . صدر الدين گويد : قابل دو است يكى قبول بمعنى انفعال تجددى و ديگرى قبول بمعنى مطلق اتصاف . ( اسفار ج 2 ص 36 - تهافت التهافت ص 467 ) . رجوع شود بقابل . قبله - ( اصطلاح فقهى و عرفانى ) و مكانى است كه كعبه در آن واقع است و براى نماز نمازگزاردن در مكه قبله ، جهت حقيقتى كعبهايست از اطراف و جهت اضافى است براى كسانى كه دور باشند و آن را نه بينند . ( از شرح لمعه ص 64 - عروة ص 204 ) . در معتقد الاماميه آمده است : هر كه خانهء كعبه را بيند بر وى واجب بود روى بكعبه آوردن ، و هر كه خانه را نبيند و مسجد را بيند واجب بود كه روى به مسجد آورد ، و اگر مسجد را نبيند واجب بود كه روى به جهتى آرد كه مسجد در آن جهت بود . دليلش اجماع است ، و قول خداى تعالى : وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ . و علم به جهت واجب است ، و اگر علم متعذر بود غلبهء ظن بجاى علم بود ، و اگر با امكان علم بر ظن عمل كند روا نباشد ، زيرا كه وى را فرمودهاند در نماز روى به قبله آوردن . و هر كه به ظن و گمان روى به قبله آرد ، نماز كند ، بر آنكه فرمودهاند نماز نكرده باشد . و هر چه نه بر وجه مامور باشد ، مجزى نباشد . و چون امكان عملش نباشد ، به گمان روى به جهتى آرد و نماز كند ، آنگه معلوم گردد كه قبله در غير آن جهت بود ، اگر وقت باقى باشد ، نماز با سر گيرد ، و اگر گذشته باشد قضا نبايد كرد ، مگر كه پشت بر قبله نماز كرده باشد ، آنگه قضا بايد كردن ، چون وقت گذشته باشد . و هر كه نداند كه قبله در كدام جهت است و گمانش نيز نباشد به جهتى ، يك نماز را چهار بار بايد كرده هر بارى روى به جهتى آرد . ( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 211 ، 212 ) در معنى عرفانى قبله محبوب و مطلوب و مرجع و مآل حقيقى است و توجه بذات واحد حقيقى است . بيا كه قبلهء ما گوشهء خراباتست * بيار درد كه عاشق نه مرد طاماتست با دو قبله در ره توحيد نتوان رفت راست * يا رضاى دوست بايد يا هواى خويشتن حسين منصور اشارتى كرد به آن قبلهء مترسمان و گفت « سلم المريدون الى كل ما يريدونه » مريدان را بمرادهايشان در رساندند و هر كس را با معشوق خود بنشاندند و