سيد جعفر سجادى
1464
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
تحقق نمىيافت . بهر حال قبض كه در نتيجه آن بايع از ضمان برائت حاصل مىكند عبارت است از تسلم و استيلاء كه فعل مشترى است نه تخليه كه فعل بايع باشد . شارع راجع بقبض اصطلاح خاصى ندارد بلكه مقصود از قبض همان معنى حرفى است كه آن معنى جامع جميع افراد قبض است . ممكن است در بعض موارد تحقق قبضى مشكوك باشد در چنين صورتى مقتضاى استصحاب عدم ترتب آثار قبض است . مثلا وقتى شخصى روغنى خريده و بايع آن را در ظرفى كه متعلق به مشترى است بريزد و اتفاقا ظرف سوراخ باشد و روغن از زير ظرف بدون التفات و تفريطى به زمين رود در چنين صورتى ممكن است از جهت اينكه ريختن روغن در ظرف مشترى تسليم است ضمانى بر بايع نباشد يا چون هنوز براى مشترى استيلائى حاصل نشده داخل در تلف قبل از قبض بوده و به اين لحاظ ضمان آن به عهده بايع باشد . مثال ديگر اگر فروشندهء به خريدار بگويد افسار اسب را بگير و آن را از دست رها كند و قبل از آنكه مشترى آن را بگيرد يا بر آن سوار شود اسب فرار كند يا تلف شود در امثال اين موارد مسأله مبنى است بر اينكه برائت بايع از ضمان آيا منوط است فقط به تسليم بايع يا به تسليم بايع و تسلم مشترى نيز . و همچنين تسلم مشترى به مجرد تسليط و تمكين بايع حاصل مىشود يا علاوه بر اين محتاج است بعنايتى از طرف كه بتخليه تنها حاصل مىشود و گاه تحقق پيدا نمىكند مگر اينكه طرف مقابل آنچه را كه به او انتقال يافته بدست آورده باشد . و همچنين قبض گاه به مجرد حصول اطلاع به اين كه طرف مقابل مورد معامله را تخليه گرد حاصل مىشود و گاه صدق قبض موقوف است بر اينكه آن را بدست آورد پس قبض و اقباض باختلاف اشيائى كه مورد معامله واقع ميشوند مختلفند و جامع همه اقسام و اشكال مختلفه در مورد قبض سلطنت و استيلا يافتن بر چيزى است كه بموجب معامله به او اختصاص يافته . و در مورد اقباض ، جامع همه انواع اقباض تسليط و تمكين است . تسليط گاه به صرف تخليه تحقق مىيابد و گاه محتاج به چيز ديگرى است . و چون انواع محقق قبض و اقباض مختلفند در تعبير فقهاء نيز اختلاف حاصل شده و كلماتشان خالى از تشويش نيست و هر كدام به جهتى نظر داشته و اين از باب اشتباه مصداق است بمفهوم و براى هر يك از قبض و اقباض مفهوم واحدى است و اختلاف و تعدد در مصاديق آنهاست مثلا اقباض در اراضى زراعتى به تخليه و اعلام به مشترى است كه اراضى فارغ و تخليه شده است . به اين اعلام اقباض و تسليط بايع تحقق خواهد يافت چنان كه علم مشترى و سكوتش محقق تسلم و قبض او است خواه تصرفى در آن كرده باشد يا نه و لكن اين مقدار در امثال خانه و دكان و كاروانسرا و باغ شايد كافى نباشد و محتاج باشد به اين كه كليد هم به او داده شود . چنان كه علم مشترى به تفريغ و تخليه ، كافى در صدق تسليم و قبض