سيد جعفر سجادى
1444
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
است گاهى مفيد حال و زمانى مفيد استقبال دانستهاند همين طور صيغهء امر را نيز بعضىها مفيد حال و بعضى ديگر مفيد مستقبل نزديك ميدانند . ج - دليل سوم قائلين بافادهء فور آن است كه : لازمهء دلالت صيغهء امر بر فور جواز تأخير مأمور به است و اين تاخير چون محدود به مدت معينى نيست لذا تا به آخرين ازمنهء امكان شامل مىشود بنا بر اين براى اينكه مكلف اجراى مفاد امر را از اين لحظه بتأخير نيندازد ، ناچار است كه آن لحظه را تشخيص دهد تا قبل از فرا رسيدن آن لحظه بانجام تكليف خود مبادرت ورزد ، و حال آنكه تشخيص آن لحظه بر وى و بلكه بر هيچ كس ممكن نيست ، و به همين جهت وقت اداى تكليف نيز بر وى مجهول گشته و مثلا ملزم بر انجام تكليفى ميگردد كه وقت اداى آن را نمىداند ، و بديهى است چنين تكليفى معنا تكليف بر محال مىباشد . ولى اين استدلال نيز صحيح نيست ، زيرا تكليف بر محال در صورتى لازم مىآيد كه تراخى و تأخير الزامى باشد يعنى مكلف ملزم گردد كه مفاد امر را حتما تا به آخرين لحظه امكان بتأخير اندازد البته در اين صورت چون تشخيص لحظهء مزبوره ممكن نيست لذا تكليف بر محال لازم ميآيد ولى اگر تأخير جائز و اختيارى باشد ( كما اينكه فرض مسأله نيز همين است ) ديگر تكليف بر محال لازم نمىآيد چه آنكه در اين صورت وى قادر ميگردد مفاد امر را از نخستين آن صدور تكليف ، تا حلول آخرين ازمنهء امكان انجام دهد . د » - استدلال ديگر اين جمع قياس صيغهء امر بر صيغهء نهى است و بعقيده آنان همان طورى كه صيغهء نهى افادهء فور مىكند صيغهء امر نيز افاده فور مينمايد زيرا آن دو از حيث دلالت بر طلب با هم مشتركند . و جواب اين استدلال نظير همان جوابى است كه در فصل مربوط بمره و تكرار گفته شده است . ه » - قرآن در آيه وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ تعجيل در تدارك موجبات غفران را كه عبارت از اتيان افعال مأمور بها است لازم شمرده و نيز در آيهء فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ بلزوم خيرات كه اداى تكاليف شرعيه نيز از آن جمله است تصريح فرموده و همچنين در آيهء ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ابليس را بمناسبت ترك سجود بر آدم و تأخير در اداى تكليف مذمت كرده است و اين آيات بطورى كه مىبينيم صراحة بر فورى الامتثال بودن اوامر شرعيه دلالت ميكنند . ولى هيچ يك از اين آيات مفيد مطلوب نيستند - زيرا آنچه كه از آيات راجعه بمسارعه و استباق وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ - فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ مستفاد مىشود فقط افضليت تعجيل در خيرات است نه وجوب آن - چه آنكه اگر تعجيل واجب گردد كليه عبادات موسعه به عبادات فوريه مبدل ميشوند مثلا نماز صبح بطورى كه ميدانيم از واجبات موسعه است و وقت اداى آن از اوان فجر تا طلوع شمس مىباشد ولى در صورت وجوب مسارعه طبعا بواجب فورى تبديل ميگردد يعنى در اين صورت به مجرد دميدن فجر