سيد جعفر سجادى

1417

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

( از كشاف ص 113 ) . فُسُوق - ( اصطلاح فقهى ) فسوق بضم فاء در لغت خروج از استقامت است و در شرع خروج از طاعت خدا است و يا خروج از حدود شريعت است . ( از كشاف ص 1132 ) . فَصاحَت - ( اصطلاح ادبى ) بفتح فاء يعنى ابانت و ظهور يقال « فصح الاعجمى و افصح » موقعى كه زبانش روان باشد و از لكنت خارج شود و نزد اهل معانى اطلاق بر چند معنى شود و حاصل آنها آن باشد كه سخن و كلام در مفردات واضح و روشن باشد و گاه در مفرد است كه گويند « كلمهء فصيحه » و گاه وصف كلام است كه گويند « كلام فصيح و قصيدهء فصيحه » و گاه وصف گوينده است كه گويند « شاعر يا سخنور فصيح . . . » فصاحت در مفرد به اين است كه مفردات كلمه از تنافر حروف و غرابت و مخالفت قياس عارى باشد و متنافر و ثقيل نباشد مانند كلمه « مستشزرات » نباشد فصاحت در كلام به آن باشد كه ضعف تأليف نداشته باشد و متنافر بطبع نباشد و تركيبات آن بر خلاف قواعد نحوى نباشد و كلام در دلالت ظاهر و آشكار باشد و فصاحت در متكلم ملكه‌اى است يعنى كيفيتى است نفسانى و راسخ كه سخنور را قدرت دهد مقصود خود را با الفاظ فصيح و روشن بيان كند رجوع شود به ( تلخيص ص 20 - كشاف ص 1101 ) فَصْل - ( اصطلاح ادبى و منطقى است ) و آن پردهء بود كه بين دو كلام متغاير كشيده شود چنان كه گويند : « الفصل هو الحاجز بين الكلامين المتغايرين » و جدا كردن و فارق ميان دو مطلب است يا دو مبحث و اطلاقاتى دارد . 1 - طائفه از مسائل كه از مسائل ما قبل جدا شده باشد از جهت غرض و هدف . 2 - وقف و توقف . 3 - نام است مر تغييراتى كه در قافيت بيت واقع شود . 4 - ضمير مرفوع متصل است كه متوسط بين مبتدا و خبر واقع شود كه عماد هم نامند . 5 - مقابل وصل است ، و در مقابل وصل عبارت از عطف بعضى از جمل بر بعضى ديگر باشد و فصل ترك عطف است 6 - زمانى از ازمنه سال باشد كه فصول اربعه‌اند 7 - مميز ذاتى جنس است و از كليات خمس است . و فصل مسند اليه از مسند به ضمير عماد مانند « زيد هو القائم » براى فوائدى چند است از جمله حصر باشد ( از مطول ص 88 و كشاف ص 1138 ) و فصل در اصطلاح منطقى عبارت از مميز جوهرى اشياء است كه مقوم اجناس است و علت وجود اجناس مىباشد مثلا ناطق كه فصل انسان است كه او را از ساير امور مشتركهء جنسى كه حيوانيت باشد ممتاز و جدا مىكند و مراد فصل منطقى نيست بلكه فصل اشتقاقى است كه مبدأ فصل منطقى است توضيح آنكه آنچه را در علم ميزان فصل ميگويند فصول منطقى ميباشند كه از مبادى خاص گرفته شده‌اند كه در حقيقت آن مبادى فصولند مثلا مفهوم ناطق كه فصل انسان است مبدئى