سيد جعفر سجادى
1701
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
جهت معلوم نيست كه مراد قائل از آن جمله ، اين است كه زيد را زده ؟ يا اينكه عمرو را زده است ؟ ب - باعتبار تخصيص بمخصص مجمل : مثل اكرم العلماء الا بعضهم - در اين مورد چون مراد قائل از استثناء بعض - استثناء يك شخص و يا اشخاصى است كه در نزد وى معين و در نزد مخاطب غير معين است - لذا كلام قائل از نظر مخاطب مجمل و در انطباق بمصاديق عديده متردد است ج - باعتبار نفس جمله من حيث هى : مثلا آيهء أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ در مقام بيان حكم طلاق قبل از زفاف - ابتداء زوج را بپرداخت نصف مهريه ملزم فرموده و بعد استدراكا چنين افزوده است الا ان يعفون او يعفو الذى بيده عقدة النكاح اكنون معلوم نيست كه مراد از دارندهء عقدة النكاح ( اختياردار ) آيا زوج است يا ولى زوجه ؟ - زيرا اين عنوان بهر دو آنها قابل صدق است بنا بر اين اگر مقصود از آن زوج باشد در اين صورت مضمون آيه چنين مىشود : زوج اگر قبل از زفاف ، زوجهء خود را طلاق بگويد فقط نصف مهريه را خواهد پرداخت مگر آنكه خودش برضا و رغبت نصف باقى را به زوجه عفو و بخشش كند - ولى اگر مقصود از آن ولى زوجه باشد مضمون آيه چنين مىشود : زوج در صورتى فقط نصف مهريه را خواهد پرداخت كه نصف باقى را ولى زوجه عفو كند پس اين آيهء من حيث هى ، مجمل و متردد المضمون است . ( اصول رشاد ص 177 - 174 ) مَجنىُّ عَلَيه - ( اصطلاح فقهى ) آنكه بر او جنايت شده است . مَجُوس - ( اصطلاح كلامى ) آنان كه آفتاب را ستايش نمايند كه به فارسى گبر گويند و زردشتيان باشند . و گويند مغانند و قائل به دو اصلند ، نور و ظلمت ، خير و شر . ( رجوع شود به ملل و نحل شهرستانى ص 111 ، 113 ) . مجهول - ( اصطلاح ادبى و حديث ) مقابل معلوم است و در قواعد زبان عرب فعل مجهول آن باشد كه فاعلش معلوم نباشد در ماضى حرف اول را مضموم و ما قبل آخر را مفتوح گردانند چون « نصر » و در فعل امر حاضر مجهول آن با لام صرف شود بطريق امر غايب مانند « لتنصر - لتنصرا » و نزد ادباء حرفى است كه در گفتن ساكن باشد و در وزن متحرك چون سين آراسته و خواسته و خاء ساخته و پرداخته و در اصطلاح محدثان خبرى است كه روات آن از لحاظ عقيده و امانت و جز آن نامعلوم باشند مقابل معروف است كلا يا بعضا . ( از درايه 69 - كشاف ص 279 ) مَجْهولُ المالِك - ( اصطلاح فقهى ) مالى كه اربابش ناشناس باشد و معلوم نباشد كه احكامى دارد . در كليات حقوقى آمده است : مالى كه معلوم نيست صاحبش چه كسى است در صورتى كه اطراف ترديد عده معدودى باشند بايد بقرعه يا قسمت