سيد جعفر سجادى

1695

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

ظن شود ، در اينكه آيا اجتهاد قابل تجزيه هست يا نه ميان اصوليان بحث است ، بايد دانست كه اصولا مساله جواز اجتهاد و تقليد و وجوب رجوع به مجتهد از مسائل كلامى است كه مربوط باصول دين است و از مسائل فقهى نيست و در حكم وجوب اطاعت امام معصوم است . پس معرفت مجتهد و اجتهاد نيز از اصول دين است نه فروع آن كه از راه عقل و نقل ثابت مىشود و به حكم عقل در غياب امام لازم است كه اشخاص نادان به احكام فقهى رجوع به كسى كنند كه در مسائل و احكام شرعيه وارد بوده و تبحرى كامل داشته باشد و آنكه عالم به كل احكام است مجتهد مطلق گويند و آنكه عالم به بعضى از مسائل باشد مجتهد متجزى گويند و بديهى است اگر فرض شود كه اجتهاد قابل تجزيه است آنكه مجتهد مطلق است مقدم است لكن جاى بحث است كه آيا امكان دارد كه شخصى در بعضى از مسائل مجتهد باشد و در بعضى از مسائل نباشد مبنى بر اين است كه اجتهاد را چه معنى نمائيم . اگر گفته شود كه مجتهد كسى است كه عالم به احكام باشد بالفعل يعنى حضور ذهنى داشته باشد اجتهاد قابل تجزيه هست و حتى بقولى با اين فرض مجتهد مطلق نخواهد بود و اگر گفته شود كه اجتهاد عبارت از ملكهء استنباط احكام است كه هر كس تواند و قوت استنباط احكام را داشته باشد نسبت به تمام احكام يكسان است . و آن كس كه تواند يك مسألهء فرعيه را در يابد بقيه را نيز ميتواند استنباط كند . و بالجمله مشهور است كه مردم در زمان غيبت امام دو دسته‌اند يا بايد مجتهد باشند يا مقلد و شق سومى هم ندارد و اگر كسى مجتهد نباشد و تقليد هم نكند عباداتش باطل است گر چه موافق با واقع هم باشد و گويند جاهل به حكم شرعى معذور است . برخى گويند ميان مجتهد و مقلد واسطهء هست كه محتاط است و ديگر آنكه اگر عمل جاهل مطابق با واقع بود صحيح است و گويند . ميدانيم كه تكليف در زمان غيبت هم باقى است و راه به علم هم منسد است و دليلى هم بر عمل به ظن براى ما نيست مگر ظن مجتهد كه باستناد مبادى و مقدماتى كه دارد كوشش و سعى خود را در حصول آن كرده است پس لازم است كه ديگران هم از ظنون مجتهد پيروى نمايند و چون اگر واجب بود كه همه خود بدنبال اجتهاد ميرفتند نظام عالم بر هم مىخورد بدين جهت براى عدهء واجب است كه اجتهاد كنند و ديگران از او تقليد نمايند مراد از مقلد كسى است كه بسرحد اجتهاد نرسيده باشد و گر چه خود در مسائل فقهى هم وارد باشد و يا در علمى ديگر بسيار متبحر و وارد باشد و منظور از مجتهد آن كسى است كه مسائل حلال و حرام مذهبى را دريابد و استنباط كند پس معلوم شد كه واجب است بر افرادى كه بمرتبهء اجتهاد نرسيده‌اند از مجتهدى پيروى كنند و مسائل دينى را ازو سؤال نمايند . مجدد - ( اصطلاح ادبى ) و در نزد عروضيان قصيدهءايست كه درو تشبيب و هزل نباشد .