سيد جعفر سجادى
1680
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
مُتَشَبّه مُحِقِّ بِزُهّاد - ( اصطلاح عرفانى ) كسانىاند كه هنوز رغبت ايشان به كلى از دنيا مصروف نشده باشد و خواهند كه يكبارگى از دنيا رغبت بگردانند و ايشان را متزهد خوانند . و كسانى هستند كه بنهايت احوال صوفيان مطلع و مشتاق باشند و به بقاى تعلقات صفات از بلوغ مقصد و مقصود معوق و ممنوعند آنها را متشبه محق بصوفيان نامند . و كسانى هستند كه همواره به خدمت بندگان حق سبحانه قيام نمايند و به باطن ميخواهند كه خدمت ايشان را بشائبه غرض دنيوى مالى و جانى مشوب نگردانند و نيت از شوائب ميل و هوى و ريا تخليص نمايند و ليكن هنوز بحقيقت زهد نرسيده باشند اين دسته را متخادم و متشبه محق بخادم نامند . و كسانىاند كه از اهل سلوكاند و سير ايشان هنوز در قطع منازل نفوس بود و از تابش حرارت طلب وجود ايشان در قلق و اضطراب است و پيش از ظهور تباشير صبح كشف ذات و استقرار و تمكن در مقام فناء گاه برقى از بوارق كشف بر نظر شهود ايشان لايح و لامع گردد و نفحهء از نفحات وصل از فنا بمشام دل ايشان پيوندد چنان كه ظلمات نفوس ايشان در لمعات نور آن برق منطوى و متوارى گردد و لكن هنوز او را كمال حال حاصل نشده و به كلى از ملابس صفات وجود منسلخ و منخلع نگشته او را متشبه محق به مجذوبان خوانند . ( مقدمهء نفحات ص 13 - 14 ، 15 ) . و كسانى هستند كه ذات خود را مستغرق عبادات خواهند و ليكن بسبب بقاياى دواعى طبيعت و عدم كمال تزكيه نفس هر وقت در اعمال و اوراد و طاعات فترات و تعويقات افتد و يا كسى كه هنوز لذت عبادت نيافته باشد و به تكلف بدان قيام مينمايند متعبد خوانند و متشبه محق بعابد . و كسانى هستند كه ظاهرشان برسم فقر مترسم بود و باطنشان خواهان حقيقت فقر و ليكن هنوز مايل بفنا دارند و بتكلف در فقر صبر ميكنند اين دسته را متشبه محق به فقراء گويند . و كسانى هستند كه به تعمير و تخريب نظر خلق مبالات ننمايند و اكثر سعى ايشان در تخريب رسوم و عادات و اطلاق از قيود و آداب مخالطات بود و سرمايهء حال جز فراغ خاطر و طيب قلب نباشد و ترسم بمراسم زهاد و عباد از ايشان صورت نه بندد و اكثار نوافل و طاعات از ايشان نيايد و تمسك بعزائم اعمال ننمايند و جز بر اداى فرائض مواظبت نكنند و جمع استكثار اسباب دنيوى بايشان منسوب نباشد و بطيب قلب قانع باشند و طلب مزيد احوال نكنند و آنها را قلندريه و متشبه محق بملاميه خوانند ( از مقدمهء نفحات ص 16 ) . مُتَصالِحَيْن - ( اصطلاح فقهى ) رجوع به صلح شود . مُتَصَرِّف - ( اصطلاح ادبى ) يعنى قابل تصريف در زبان عرب فعلى متصرف است كه به ماضى ، مضارع . . . صرف شود . و اسم را تصريف كمتر است چون به تثنيه و جمع و مصغر و منسوب صرف شود